كردهاند كه مىگويد : نوح اوّلين رسولى است كه خداى تعالى به سوى اهل زمين گسيل داشته است ، و لازمهء اين حديث آن است كه آن جناب بر همهء اهل زمين مبعوث شده باشد .
بعضى ديگر از اهل سنّت منكر اين معنا شده و به روايت صحيحى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله استدلال كردهاند كه فرموده است هرپيغمبرى تنها بر قوم خود مبعوث شده ولى من بر همهء بشر مبعوث شدهام ، و از آياتى كه دسته اوّل به آنها استدلال كردهاند پاسخ دادهاند به اينكه آن آيات قابل توجيه و تأويل است ، مثلا ممكن است كه منظور از كلمهء « ارض - زمين » همان سرزمينى باشد كه قوم نوح در آن سكونت داشته و وطن آنان بوده است همچنانكه فرعون در خطابش به موسى و هارون گفت :
« وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ ،
منظور شما اين است كه كبريايى در زمين را از ما بگيريد و به خود اختصاص دهيد . » « 1 »
و ليكن حق مطلب اين است كه در كلام اهل سنّت آنطور كه بايد حق بحث ادا نشده و آنچه سزاوار است گفته شود اين است كه : پديدهء نبوّت اگر در مجتمع بشرى ظهور پيدا كرده است به خاطر نيازى واقعى بوده كه بشر به آن داشته و به خاطر رابطهاى حقيقى بوده كه بين مردم و پروردگارشان برقرار بوده است و اساس و منشأ اين رابطه يك حقيقت تكوينى بوده نه يك اعتبار
هامش
( 1 ) . سورهء يونس ، آيهء 78 .