تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
بفرمائيد ) « 1 »

س 1364 - خلاصهء كلام و پرسش ملائكه از خداوند متعال در امر خليفه قرار دادن انسان در زمين به چه معنا برگشت مىكند ؟

ج - خلاصهء كلام آنان به اين معنا برگشت مىكند كه : خليفه قرار دادن تنها به اين منظور است كه آن خليفه و جانشين با تسبيح و حمد و تقديس زبانى ، و وجوديش ، نمايانگر خدا باشد ، و زندگى زمينى اجازه چنين نمايشى به او نمىدهد برعكس او را به سوى فساد و شر مىكشاند . از سوى ديگر ، وقتى غرض از خليفه نشاندن در زمين ، تسبيح و تقديس به آن معنا كه گفتيم حكايت‌كننده و نمايشگر صفات خدائى تو باشد ، از تسبيح و حمد و تقديس خود ما حاصل است ، پس خليفه‌هاى تو مائيم ، و يا پس ما را خليفهء خودت كن ، خليفه شدن اين موجود زمينى چه فايده‌اى براى تو دارد ؟ كه خداى تعالى در ردّ اين سخن ملائكه فرمود :
« إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ، وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها » .
« 2 »

س 1365 - از زمينه و سياق كلام خداى تعالى كه در ردّ سخن ملائكه فرمود به چه نكاتى اشاره دارد ؟

ج - زمينه و سياق كلام به دو نكته اشاره دارد ، اوّل اينكه منظور از خلافت
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 178 . ( 2 ) . همان .