نقصى را كه در خود سراغ دارد ( كه همان شهوت است ) از خود بر طرف نمايد .
و همچنين دلش براى ديدن دوستش پر مىزند و اين علاقه باعث مىشود كه به پا خيزد و در صدد ديدار با او برآيد . و به وسيلهء انس با او ، تنگى حوصلهء خود را جبران كند .
اگر داستانهاى عشاق تاريخ را بخوانيد بدون شك مىبينيد كه با همهء اختلافى كه در آنان هست ، در اين مطلب شريكاند ، كه مىخواهند با وصل به محبوب ، خلأى را از خود پر كنند .
پس بندهء مخلص كه اخلاص خود را با محبت به خدا اظهار مىدارد ، هيچ هدفى جز اين ندارد كه خدا هم او را دوست بدارد ، همانطور كه او خدا را دوست مىدارد و خدا براى او باشد همانطور كه او براى خدا است ، اين است حقيقت امر . « 1 »
س 1233 - « حبّ » چه مفهومى دارد و مصاديقى از آن را ذكر كنيد ؟
( بحث فلسفى )
ج - حبّ و علاقه كه فارسى آن دوستى مىباشد ، يكى از حقايقى است كه ما
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 3 ، ص 248 . [ با تلخيص و تصرف ]