خدا را بياور ، و تازه او و خانوادهاش را تهديد به اخراج از قريهء خود نمودند ، به جرم اينكه آنها مىخواهند از عمل لواط پاك باشند . « 1 »
پس از آنكه طغيانگرى ملكهء آن قوم شد ، عذاب الهى در حقّشان ثابت و محقق گرديد ، سپس خداى عزّ و جلّ رسولانى از فرشتگانى بزرگ و محترم براى هلاككردن آنان مأمور كرد ، فرشتگان اوّل بر ابراهيم عليه السّلام وارد شدند و آن جناب را از مأموريتى كه داشتند ( يعنى هلاككردن قوم لوط ) خبر دادند ، جناب ابراهيم عليه السّلام با فرستادگان الهى بگومگويى كرد تا شايد بتواند عذاب را از آن قوم بردارد ، و ملائكه را متذكر كرد كه لوط در ميان آن قوم است ، فرشتگان جواب دادند كه ما بهتر مىدانيم در آنجا چه كسى هست و به موقعيت لوط و اهلش از هركس ديگر مطّلعتريم و اضافه كردند كه مسأله عذاب قوم لوط حتمى شده و به هيچوجه برگشتنى نيست . « 2 »
فرشتگان از نزد ابراهيم به سوى لوط روانه شدند و به صورت پسرانى أمرد [ جوانان خوبرو - جوانى كه هنوز صورتش موى درنياورده ] مجسّم شده ، بهعنوان ميهمان بر او وارد شدند ، لوط از ورود آنان سخت به فكر فرو رفت چون قوم خود را مىشناخت و مىدانست كه به زودى متعرّض آنان مىشوند
هامش
( 1 ) . ر . ك : سورهء شعراء ، آيهء 167 ؛ سورهء نمل ، آيهء 56 .
( 2 ) . سورهء عنكبوت ، آيه 32 ؛ سورهء هود ، آيهء 76 .