كتاب حفيظ كه هيچيك از احوال خلقش و هيچ حركت و سكون آنها - چه خردش و چه كلانش - از قلم آن كتاب نيفتاده نزد او است .
آنگاه اين منكرين را تهديد مىكند به اينكه اگر به راه نيايند بر سرشان همان خواهد آمد كه بر سر امتهاى گذشته و هلاك شده آمد .
و آنگاه براى بار دوم باز به علم و قدرت خداى تعالى پرداخته از راه تدبيرى كه در خلقت آسمانها و آراستن آن با ستارگان بىحركت و باحركت و تدابير ديگرى كه به كار برده نيز تدبيرى كه در خلقت زمين به كار برده و آن را گسترده و كوههاى ريشهدار در آن جايگزين ساخته گياهان نر و ماده در آن رويانيده و نيز به اينكه آب را از آسمان فرستاده و ارزاق بندگان را تأمين نموده و زمين را با آن آب زنده كرده است ، علم و قدرت او را اثبات مىكند .
و نيز به همين منظور به بيان حال انسان مىپردازد كه از اوّلين روزى كه خلق شده و تا زنده است در تحت مراقبت شديد و دقيق قرار دارد ، حتى يك كلمه در فضاى دهانش نمىآورد ، و از اين بالاتر يك خاطره را در دلش خطور نمىدهد ، و نفسش آن را وسوسه نمىكند ، مگر آنكه همهاش را ثبت مىكنند . و آنگه بعد از آنكه مرد با او چه معامله مىشود و بعد از زنده شدنش براى پس دادن حساب ، همچنان در تحت مراقبت هست تا آنكه از حساب فارغ شود ، يا به آتش درآيد اگر از تكذيبكنندگان حق باشد ، و يا به بهشت و قرب پروردگار اگر از متقين باشد .
و كوتاه سخن آنكه : زمينهء گفتار در اين سوره معاد است . « 1 »
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 18 ، ص 503 و 504 [ با تصرّف ]