تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
نگرفته‌اند مىتوان غيب ناميد ؟ ج - البته جا دارد كه موجودات عالم را در موقعى كه متعلّق علم ما قرار نگرفته‌اند غيب نسبى بناميم ، براى اينكه اين طور غيب بودن وصفى است نسبى ، كه برحسب اختلاف نسبت‌ها ، مختلف مىشود ، مثلا موجودى كه در خانه و محسوس براى ما است نسبت به كسى كه بيرون خانه است غيب است ، و لكن براى ما غيب نيست ، و همچنين نور و رنگ‌ها براى حاسهء بينايى شهود و براى حاسهء شنوايى غيب است ، و شنيدنىها براى حاسهء شنوايى شهود و براى حاسهء بينايى غيب است و محسوسات اين دو حاسه نسبت به انسانى كه داراى آن دو حاسه است شهود و نسبت به انسان كروكور غيب است ، روى اين حساب غيب‌هايى را كه خداى تعالى در آيهء 59 انعام فرمود :
« وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ ؛
و مىداند هرچه را كه در بيابان و درياست ، و نمىافتد برگى از درختان مگر اينكه او از افتادنش باخبر است ، و نيست دانه‌اى در تاريكىهاى زمين و نيست هيچ ترى و خشكى . . . » ، از نوع همين غيب‌هاى نسبى است ؛ براى اينكه همهء آنچه كه در آيه ذكر شده امور محدود و مقدّر نيست كه تعلّق علم به آن محال نيست . « 1 »

[ س 1017 - آيا بين « كتاب مبين » با « مفاتح غيب » و « خزينه‌هاى غيب » فرق است ؟ ]

س 1017 - آيا بين « كتاب مبين » با « مفاتح غيب » و « خزينه‌هاى غيب »
هامش
( 1 ) . همان .