س 909 - علّت اينكه « پرستش » و « استعانت » به صيغه متكلم مع الغير ( ما تو را مىپرستيم و از تو يارى مىجوئيم ) آمده است ، چيست ؟
ج - گويا اين علّت همين دورى از منم زدن و استكبار بوده باشد ، و مىخواهد به همين نكته اشاره كند كه مقام عبوديت با خود ديدن منافات دارد ، لذا بنده خدا عبادت خود ، و همه بندگان ديگر را در نظر گرفته مىگويد : ما تو را مىپرستيم . « 1 »
س 910 - آيا در جايى چون « إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
كه بنده عبادت را به خودش نسبت مىدهد و براى خود استقلال در وجود و در قدرت و اراده مىكند ، نقص بر عبادت نيست ؟
ج - در جمله مذكور تنها نقصى كه به نظر مىرسد همين مورد است كه بنده براى خود استقلال در وجود و در قدرت و اراده قائل شده است ، با اينكه مملوك هيچگونه استقلالى در هيچ جهتى از جهاتش ندارد ، چون مملوك است . و گويا براى تدارك و جبران همين نقص كه در به دو نظر به نظر مىرسد ، اضافه كرد : كه
« وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » ،
يعنى همين عبادتمان نيز با استقلال خود ما نيست ، بلكه از تو نيرو مىگيريم ، و استعانت مىجوئيم .
هامش
( 1 ) . همان .