منسوب به او است .
و ملك خداى تعالى با ملك ديگران فرق دارد ، فرقى كه بين واقعيت و ادعا و بين حقيقت و مجاز است . بندگان او نه در ذات خود مستقل از اويند و نه در توابع ذاتشان ، از صفات و افعال و هرچيز ديگرى كه منسوب به ايشان است .
كلمهء « عبوديت » بهمعناى مملوكيت است ، البته ، نه هرمملوكيت ، بلكه مملوكيت انسان ( پس گوسفند را عبد صاحبش نمىخوانند ) . « 1 »
س 908 - عبادت حقيقى چگونه عبادتى است ؟
ج - عبادت وقتى حقيقتا عبادت است كه عبد عابد در عبادتش خلوص داشته باشد ، و خلوص همان حضورى است كه [ خود را حاضر و روبروى خدا بداند ] ، و عبادت وقتى تمام و كامل مىشود كه به غير خدا به كسى ديگر مشغول نباشد ، و در عملش شريكى براى سبحان نتراشد ، و دلش در حال عبادت بسته و متعلق به جائى نباشد ، نه باميدى ، و نه ترسى ، حتى نه اميد به بهشتى ، و نه ترسى از دوزخى ، كه در اينصورت عبادتش خالص ، و براى خدا است ، به خلاف اينكه عبادتش به منظور كسب بهشت و دفع عذاب باشد ، كه در اينصورت خودش را پرستيده ، نه خدا را . « 2 »
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 42 - 43 .
( 2 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 42 .