مهمترين عامل در حساسيتهاى ملى و حكومتى بلژيك موضوع چند فرهنگى بودن جامعه و اثر آن در كليه جوانب زندگى مردم اين كشور است و مسئله ديگر رفاه اجتماعى مىباشد .
نظام حكومتى اين كشور مشروطه سلطنتى فدرال است با دو مجلس قانونگذارى كه در سال 1831 ايجاد گرديده است .
اين نظام در مقايسه با ساير رژيمهاى مشروطه پارلمانى اروپا نظير انگلستان و سوئد ، پادشاه بلژيك از قدرت و اختيارات وسيعترى برخوردار مىباشد . به طورى كه اولا قدرت قانونگذارى طبق قانون اساسى اين كشور ميان شخص پادشاه و دو مجلس نمايندگان و سنا تقسيم شده است . ثانيا مقام سلطنت از اختيار انحلال مجلسين برخوردار مىباشد و ثالثا پادشاه به عنوان رئيس حكومت نخست وزير و ساير وزرا را منصوب مىنمايد . در بلژيك احزاب ، رسانههاى گروهى ، سنديكاها و ساير گروههاى اجتماعى و صنفى به عنوان نمانيدگان مردم ، اراده سياسى نظام را شكل مىدهند .
پادشاه اين كشور آلبرت دوم مىباشد كه از سال 1993 به كرسى سلطنت تكيه زده است و نخست وزير اين كشور گوى فرهوخشتادت است كه از سال 1999 از سوى حزب ليبرال دموكرات فلامان اين سمت را به عهده گرفته است .
احزاب سياسى
احزاب اصلى
حزب سوسيال مسيحى : حزب كاتوليك در سال 1844 به وجود آمد و تا