تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسلمانان در كشورهاى فرانسه زبان ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
بلژيك و جنوب هلند را تصرف نمود و اين منطقه را از لحاظ مادى و نظامى به منطقه گل ضميمه كرد و به دليل اينكه ساكنان بومى آن نواحى از نژاد سلت و از تيره بلژ بودند آن را بلژيك ناميد . بعد از سقوط امپراطورى روم ، دوران فئوداليته آغاز شد و بسيارى از سرزمين‌هاى امپراطورى به صورت امارات فئودال نشين درآمد ؛ و بلژيك كه مردم آن در اواخر دوره امپراطورى به مسيحيت گرويده بودند ، وحدت ادارى خود را از دست داد و به شش قسمت مختلف ( سه كنت نشين فلاندر ، هنو ، نامور ، دوك نشين برابان ، لوكزامبورگ و يك شاهزاده نشين ليژ ) تجزيه گرديد . در اواخر قرن 8 ميلادى تا حدودى وحدت از دست رفته بلژيك توسط شارلمانى اعاده گرديد و او توانست با فتوحات خود آلمان ، فرانسه و شمال ايتاليا را تحت فرمان خويش درآورد و از كليه فئودال‌ها از جمله دوك‌ها و كنت‌هاى بلژيك سوگند وفادارى بگيرد كه البته با مرگ شارلمانى ، اين امپراطورى وسيع هم تجزيه شد و قسمت غربى آن تا « رودخانه اسكو » به فرانسه و مابقى آن به امپراطورى مقدس ژرمن تعلق گرفت . در سال 1555 بلژيك به عنوان بخشى از ميراث شارل پنجم به پادشاه اسپانيا واگذار شد . الحاق بلژيك به اسپانيا سبب شد كه فرانسه از دو طرف بين اراضى اسپانيا - مقتدرترين كشور اروپايى آن زمان - محصور شود و لوئى چهاردهم ، پادشاه فرانسه وارد جنگ‌هاى طولانى با اسپانيا شود كه به جنگ‌هاى وراثت تاج و تحت اسپانيا معروف است . در نهايت در سال 1714 با شكست اسپانيا ، بلژيك توسط اتريش فتح شد ولى بالاخره در سال 1795 و پس از انقلاب فرانسه ، ناپلئون توانست روياى لوئى چهاردهم ( الحاق بلژيك به فرانسه ) را
مسلمانان در كشورهاى فرانسه زبان ( فارسى ) — صفحة 129 | محمد رضوان طلب