شد . البته اين تسليم بدون قيد و شرط لئوپولد سوم تأثير نامطلوبى در ميان مردم به جا گذاشت تا جائى كه پس از بازگشت او در يك همه پرسى 58 درصد مردم با ادامه سلطنت وى موافقت نموده و 42 درصد مابقى مخالفت كردند ولى سرانجام با اصرار اقليت در 17 جولاى 1951 سلطنت به پسر لئوپولد سوم ، بودئن رسيد . از آن به بعد بلژيك نقش بين المللى فعالى خصوصاً در صحنه اروپاى غربى ايفا نموده و به عضويت چندين اتحاديه و پيمان منطقه اى درآمد ( امضاى پيمان رم براى ايجاد اتحاديه اقتصادى در سال 1957 ) .
در سال 1960 كنگو از بلژيك جدا و مستقل شد و در سال 1962 رواندا و برونئى از بلژيك جدا و مستقل شدند . بعد از درگذشت بودئن كه فرزند ذكور نداشت و طبق قانون اساسى ، برادر وى پرنس آلبرت دوم در 9 آگوست 1993 به عنوان پادشاه جديد بلژيك آغاز به كار نمود . البته از او در مجله نيوزويك مورخ 23 آگوست 1993 به عنوان فردى عياش و خوشگذران كه به بيمارى پاركينسون ( فلج مرتعش ) مبتلاست نام برده و ضمن ابراز ترديد از توانايى وى در حفظ وحدت بلژيك از پرنس فيليپ - فرزند او - به عنوان فردى لايق تر براى تصدى پست سلطنت نام مىبرد .
پس از تغيير قانون اساسى در سال 1994 بلژيك به يك دولت فدرال تبديل شد .
ساختار سياسى
بلژيك يكى از كشورهاى سرمايه دارى با سيستم تجارت آزاد محسوب مىشود و در واقع صاحبان سرمايه داراى نقش بزرگى در اداره كشور هستند .