تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
فراموشى سپردند و به كفران نعمت پرداختند ، به يكديگر تفاخر مىكردند و به اختلاف طبقاتى دامن مىزدند و سرانجام به نتيجهء شوم اعمال خود رسيدند ، و به تعبير قرآن « آنها ( از خدا ) روى گردان شدند و ما سيل ويرانگر را بر آنها فرستاديم و دو باغ ( پر بركت ) آنها را به دو باغ ( بىارزش ) با ميوه‌هاى تلخ و درختان شوره‌گز و اندكى درخت سدر مبدّل ساختيم - اين را به خاطر كفرانشان به آنها جزا داديم و آيا جز كفران كننده را به چنين مجازاتى كيفر مىدهيم ؟ » ( فَاعْرَضُوا فَارْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَىْ اكُلٍ خَمْطٍ وَ اثْلٍ وَ شَئىءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيْلٍ - ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِى الّا الْكَفُورَ ) . از شگفتىهاى اين داستان اين است كه در بعضى از تواريخ آمده : تعدادى از موش‌هاى صحرايى دور از چشم مردم مغرور و مست كه به عيش و نوش و كفران مشغول بودند ، به ديوارهء اين سدّ خاكى حمله حمله‌ور شدند و آن را از درون سست كردند ، ناگهان باران شديدى باريد و سيلاب عظيمى حركت كرد ، ديوارهاى سد كه قادر به تحمل فشار سيلاب نبود يك مرتبه در هم شكست و سيلاب عظيمى به راه افتاد ، و تمام آبادىها ، باغ‌ها ، كشتزارها ، چارپايان ، قصرها و خانه‌هاى مجلل را ويران كرد ، و آن سرزمين آباد به صحرايى خشك و بىآب و علف با كمى گياهان بيابانى مبدّل شد ، مرغان غزل‌خوان از آنجا كوچ كردند و جاى خود را به زاغ‌ها و بوم‌ها سپردند ، و جمعيت آن آبادىهاى عظيم در اطراف پراكنده شد . جمعيتى فقير و دربدر كه دائماً بر گذشتهء خود تأسف مىخوردند ، تأسفى بيهوده و بىاثر و به گفته شاعر :
اى روزگار عافيت ، شكرت نگفتم لاجرم * دستى كه در آغوش بود ، اكنون به دندان مىگزم
آرى چنين بود نتيجهء ناسپاسى اين قوم غافل و بىخبر . جالب اين كه : ثروتمندان قوم سبا از اين شكايت داشتند كه چرا آبادىهاى ما اين چنين به يكديگر متصل شده و رفت و آمد در ميان آنها براى همه آسان است ، در گذشته سفر كردن از آن ما بود كه امكانات فراوان داشتيم ولى هم اكنون فقرا نيز
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 70 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي