تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
مضارع ذكر شده و كفران و ناسپاسى به صورت فعل ماضى اشاره به اينكه در مسير تكامل و پيشرفت روحانى و قرب الى الله تداوم شكر لازم است در حالى كه يك لحظه و يك بار ناسپاسى ، عواقب سوء و دردناكى به دنبال دارد . ديگر اين كه در ذيل اين آيه روى دو صفت « غنى و حميد » ( بىنياز و ستوده ) تكيه شده در حالى كه در آيهء مربوط به سليمان روى دو صفت « غنى و كريم » تكيه شده بود و اين تفاوت شايد اشاره به آن است كه خداوند در هر حال غنى و بىنياز از شكر بندگان است و فرشتگانش پيوسته او را حمد و ثنا مىگويند هر چند به حمد و ثناى او نياز ندارد ، اين بندگانند كه از طريق شكرگزارى راهى به كرم فزونتر او پيدا مىكنند . * * * در چهارمين آيه سخن از انسانهاى كم ظرفيت و فاقد ايمان و تقوا به ميان آمده كه ناسپاسى جزء خميرهء وجود آنها شده است ، مىفرمايد : « اگر به انسان نعمتى بچشانيم سپس از او بگيريم بسيار مأيوس و ناسپاس خواهد بود - و اگر نعمتهائى بعد از شدت و ناراحتى به او برسانيم ( از روى غرور ) مىگويد : مشكلات از من بر طرف شد و ديگر باز نخواهد گشت و غرق شادى و غفلت و فخر فروشى مىشود ، » ( وَ لَئِنْ اذَقْنَا الاْنسانَ مِنّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعناهُ مِنْهُ انَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ - وَ لَئِنْ اذَقْناهُ نَعْمآءَ بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَيِّئاتُ عَنّى انَّه لَفَرِحٌ فَخُورٌ ) . همان گونه كه مىدانيم اوصاف نكوهيده‌اى كه براى انسان بطور مطلق در قرآن مجيد آمده است اشاره به انسانهاى تربيت نايافته و بىايمان و يا ضعيف الايمان است به همين دليل در آيه‌اى كه بعد از آيات مورد بحث آمده مىخوانيم : « الّا الَّذينَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصالحاتِ اولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ اجْرٌ كَريمٌ ؛ مگر كسانى كه ( در سايهء ايمان قوى ) صبر و استقامت به خرج دادند و عمل صالح بجا آوردند كه براى آنها آمرزش و اجر بزرگى است » . اين استثناء به خوبى نشان مىدهد كه انسانهاى نااميد و ناسپاس و غافل و مغرور كسانى هستند كه به مرحله بالاى ايمان و صبر و عمل صالح راه نيافته‌اند .