كفران نعمت و سپاسگزارى
اشاره
« شكر نعمت » همان « قدر دانى از نعمت » است خواه به زبان باشد يا در عمل ، بنابراين « كفران و ناسپاسى » بىاعتنائى به نعمتها و يا تحقير و تضييع آنها است ، و اين يكى از رذائل مهم اخلاقى است خواه در زندگى فردى باشد يا در زندگى اجتماعى و در واقع شكرگزارى سبب پيوند دلها و استحكام رشتههاى محبت در جامعهء انسانى ، در حالى كه ناسپاسى پيوندها را قطع مىكند و جامعهء انسانى را به جهنم سوزانى از كينه و عداوت و بدبينى مبدّل مىكند !
در مسير تكامل روح انسانى و سير الى اللَّه و تهذيب نفوس نيز كفران و ناسپاسى مانع بزرگى است ، روح را آلوده و وجدان را ضعيف و نورانيت باطن را از بين مىبرد .
موضوع « شكر منعم » كه در فطرت انسانها به وديعت نهاده شده ، راه گشاى راه توحيد و خداشناسى است كه بسيارى از علماى عقائد در نخستين بحثهاى عقيدتى يعنى « ضرورت شناخت بخشنده نعمتها » بر آن تكيه كردهاند كه شرح آن در بحثهاى آينده به خواست خدا خواهد آمد .
با اين اشاره به قرآن باز مىگرديم و بخشى از آيات قرآنى را كه از كفران نعمت نكوهش و از شكر نعمت ستايش مىكند مورد بررسى قرار مىدهيم .
1 - وَ اذتَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لَازِيدَنَّكُمْ وَ لَئِن كَفَرْتُمْ انَّ عَذابى لَشَديِدٌ . ( ابراهيم - 7 )