ضعف اراده و عدم شخصيت در انتخاب و تصميمگيرى را مىتوان عامل چهارمى براى لجاجت و بهانهجويى دانست ، بديهى است جدا شدن از برنامههاى اشتباه آلود كه انسان مدّتها به آن خو گرفته ، و همچنين اعتراف به خطا و اشتباه كار سادهاى نيست ، و نياز به قوّت اراده و شجاعت دارد ؛ آنها كه از اين فضليت انسانى محرومند ، رو به لجاجت و بهانهجويى مىآورند .
راحتطلبى را مىتوان عامل پنجم شمرد ، چرا كه ترك مسيرى كه انسان مدّتها داشته است هميشه آسان نيست ، غالباً مشكلاتى دارد ، كه با روحيّه افراد راحتطلب و عافيت خواه به يقين سازگار نيست .
اينها عواملى بود كه مىتوان براى خوى زشت بهانه جويى و لجاجت ذكر كرد .
آثار منفى اين خوى زشت نيز بر كسى پوشيده نيست زيرا از يك سو انسان را گرفتار مشكلات ناخواستهاى مىكند ، همان گونه كه در داستان گاو بنى اسرائيل آمده است كه آنها با لجاجت و بهانه جويى تكليف خودشان را ساعت به ساعت سختتر كردند ، تا آنجا كه پيدا كردن گاوى به آن صفات كه بعد از اصرار و لجاجت تعيين شده بود ، هزينهء بسيار سنگينى داشت ، در حديثى آمده است كه آنها اموال خود را روى يكديگر گذاردند تا توانايى بر خريدن آن گاو پيدا كردند سپس نزد موسى عليه السلام آمدند و ناله و فرياد سردادند و گفتند اى موسى ! قبيلهء ما فقير شده و به گدايى افتاده است و به خاطر لجاجت ، ما دستمان از كم و بيش كوتاه شد و در اينجا موسى عليه السلام به آنها محبت كرد و دعايى به آنان آموخت تا در سايهء آن مشكلاتشان حل شود « 1 » .
محروم شدن از درك واقعيتها كه زمينه ساز تكامل انسان است يكى ديگر از آثار منفى اين خوى زشت است چرا كه لجاجت و بهانه جويى به انسان اجازه نمىدهد خطاهاى خويش را اصلاح كند و در برابر واقعيتها و حقايق ، سر تعظيم فرود آورد و به همين دليل از پيشرفت ، ترقى و تكامل باز مىايستد .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 13 ، صفحهء 272 .