5 - و نيز از آن حضرت نقل شده است كه در همين رابطه فرمود : « لا مَرْكَبَ اجْمَحُ مِنَ اللَّجاجِ ؛ هيچ مركبى سركشتر از لجاجت نيست » . « 1 »
اين تعبير نشان مىدهد كه لجاجت انسان را به واديهايى مىكشاند كه صاحب آن نيز در انتظارش نيست ، گاه او را به دروغ ، گاهى به تكبّر ، گاهى به خدعه و نيرنگ و گاه به جنگ و جدال ، كه در روايات سابق به آن اشاره شد .
6 - در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم هنگامى كه موسى بن عمران عليه السلام مىخواست از استاد و معلّمش خضر عليه السلام جدا شود از او تقاضاى پند و اندرز كرد ، از جمله توصيههاى خضر عليه السلام اين بود : « ايَّاكَ وَ اللَّجاجَةَ اوْ تَمْشِى فِى غَيْرِ حاجَةٍ اوْ انْ تَضْحَكَ مِنْ غَيرِ عَجَبٍ وَاذْكُرْ خَطِيئَتِكَ وَ ايّاكَ وَ خَطايا النَّاسِ ؛ از لجاجت بپرهيز و همچنين از گام برداشتن در طريقى كه نياز تو در آن نيست ( دخالت در امورى كه با تو ارتباط ندارد ) و همچنين از خندههاى بى معنى ، و همواره به ياد گناهان خويش باش و از بررسى گناهان مردم بپرهيز » . « 2 »
در اين حديث لجاجت همرديف گامهاى بى هدف و دخالت در امورى كه ارتباطى به انسان ندارد قرار داده شده و اين نشان مىدهد لجوج هرگز تابع منطق نيست .
7 - اين بحث را با حديث پر معناى ديگرى از على عليه السلام پايان مىدهيم آنجا كه فرمود : « مَنْ لَجَّ وَ تَمادَى فَهُوَ راكِسٌ الَّذِى رانَ اللَّهُ عَلَى قَلْبِهِ وَ صارَتْ دائِرَةُ السّوُءِ عَلَى رَأْسِهِ ؛ كسى كه لجاجت كند و اين راه را همچنان ادامه دهد ، او كسى است كه فكرش وارونه مىشود و خداوند زنگار بر قلبش مىنهد و بديها و بدبختىها بر گرد وجود او دور مىزند » . « 3 »
به هر حال احاديث در نكوهش اين رذيلهء اخلاقى بسيار است و آنچه در بالا آمد نمونهء بارزى از آن احاديث است كه نشان مىدهد اين خوى زشت از آن رذايلى است كه صاحبش را بدبخت و بيچاره مىكند ، از حق دور مىسازد ، به باطل نزديك مىكند و به سرنوشت دردناكى كه در انتظارش نيست گرفتار مىسازد .
هامش
( 1 ) . همان ، جلد 6 ، صفحهء 395 .
( 2 ) . سفينة البحار ، مادهء لجّ .
( 3 ) . نهج البلاغه ، نامهء 58 .