نشناس ، حسود و كينه توز مىپندارند ، ولى هرگاه در اجتماع ظاهر شوند ، و دوستان خوبى براى خود برگزينند ، به زودى مىفهمند كه همهء اين توقعات باطل بوده است .
4 - غافل ماندن از عيوب خويش . انسان به خاطر حب ذات معمولًا عيوب خود را نمىبيند ، بلكه گاه عيوب خود را ، صفات برجسته و نقطههاى قوّت مىپندارد ، چرا كه انسان هميشه بايد عيوب خود را در آيينه قضاوت ديگران تماشا كند ، و ببينند افراد بىطرف و بىنظر دربارهء او چه مىگويند و چه انتقاد و ايرادى دارند ، حتى گاهى انسان عيوب خود را در آيينه فكر بدخواهانش بهتر مىتواند ببيند ، چرا كه در صدد عيب جويى هستند ، و مو به مو شرح مىدهند ؛ ولى افراد منزوى و گوشه گير از چنين آئينهاى محرومند .
5 - دور ماندن و محروم ماندن از تجربيات ديگران - فكر و نيروى هر انسانى محدود است و تنها بخشهاى كوچكى از زندگى را مىتواند تجربه كند . ولى اگر با ديگران مخصوصاً افراد صاحب نظر در تماس باشد ، دريايى از علم و دانش و تجربه و آزمون در اختيار قرار مىگيرد ، كه مىتواند همهء خواستههاى خود را در آن بيابد ، و مشكلات را به كمك اين علوم و تجربهها حل نمايد .
يكى از اسرار پيشرفت سريع علم در زمان ما ، تشكيل كنگرهها ، انجمنها ، و به اصطلاح همايشها است كه از مناطق مختلف يك كشور يا از نقاط مختلف دنيا در هر سال ، و گاه در هر ماه جمع مىشوند و در اين گردهمايىها ، فرآوردههاى علمى و تجربيات خود را به يكديگر منتقل مىسازند ، و گاه رسانههاى عمومى جانشين اين گردهمايىها مىشود .
در يك سخن بركات و آثار و نتايج اجتماع گرايى بيش از آن است كه بتوان در اين مختصر بيان كرد ، و آنچه گفتيم گوشهاى از آن بود ، و همچنين زيانهاى انزواطلبى و گوشهگيرى فراتر از اينها است .
* * *
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 463
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٦٣