خودبزرگبينى ، جاهطلبى ، و عوام فريبى ، و عجب اينكه او معجزات عظيم موسى عليه السلام را كه با چشم خود ديده بود و اطرافيانش نيز شاهد و ناظر آن بودند رها كرد و به مسألهء دست بند طلا و طبقهء اجتماعى و لكنت زبان چسبيد ( در حالى كه لكنت زبان موسى عليه السلام مربوط به گذشته بود و بعد از مبعوث شدن طبق تقاضائى كه از خداوند كرد و خداوند خواستهء او را اجابت فرمود لكنتش بر طرف گرديد ) .
ولى به هر حال همان گونه كه در آيهء بعد از آن آمده است فرعون با اين سخنان قوم خود را تحميق و خام كرد تا از وى اطاعت كنند .
در بخش چهارم از اين آيات به داستان « قارون » برخورد مىكنيم كه او هم يكى از نمونههاى بارز جاهطلبى بنى اسرائيل بود ، همان صفت زشتى كه سرانجام او را بدبخت و بيچاره نمود و به قعر زمين فرستاد ! .
عجب اينكه غرور و جاهطلبى چنان حجاب ضخيمى بر ديده و درك انسان مىافكند كه بديهىترين مسائل را به فراموشى مىسپارد .
هنگامى كه آگاهان بنى اسرائيل او را اندرز دادند كه خدا اين همه نعمت به تو داده است ، چه بهتر كه با اين نعمتهاى خدا داد ، سراى آخرت را براى خود آباد سازى و بهرهات را از دنيا فراموش نكنى كه عمر انسان كوتاه است و ثروتها در مسير زوال ، مبادا اين ثروت عظيم را دست مايهء فساد در زمين قرار دهى و به مبارزه با پيامبر خدا برخيزى ! .
آن مرد مغرور خيرهسر ، در پاسخ گفت : « اين ثروت عظيم را با علم و دانش خودم ( و لياقت و كفايت و تدبيرم ) به دست آوردهام ( شما حق نداريد دراينباره براى من تعيين تكليف كنيد ) ( قالَ اوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِى . . . ) .
اين سخن را گفت و به سركشى خود افزود و براى اينكه حس جاهطلبى خود را ارضاء كند « با تمام زينت خود ( با اسبهاى گران قيمت و كنيزان و غلامان بسيار كه بر زينهاى طلايى سوار ، و در انواع زينت آلات طلا غرق بودند ) در ميان قوم موسى
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢١