مجيد مىگويد : « اينها از موسى عليه السلام چيزهايى بزرگتر و عجيبتر از اين ، خواستند و گفتند : « خدا را آشكارا به ما نشان ده ، » سپس صاعقه آسمانى به خاطر اين ظلم و ستم ، آنها را فرو گرفت » . « 1 » ( فَقَدْ سَئَلُوا مُوسَى اكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا ارِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَاخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ) .
اين تعبيرات نشان مىدهد كه روح جاهطلبى و كبر و غرور و تعصّب و لجاجت بر آنها حكم فرما بود ؛ به همين دليل پيوسته بهانه جويى مىكردند ، و اين صفات رذيله ، همان است كه اكنون نيز در گروه كثيرى از آنان مىيابيم ، خود را نژادى برتر و انسانهاى ويژه مىدانند و در فكر اين هستند كه با نداشتن كفايت و لياقت ، اقتصاد و سياست جهان را در قبضهء خود بگيرند .
جاهطلبى ، مخصوص بنى اسرائيل و سامرى نبود ، فرعونها و نمرودها نيز از مصاديق بارز آن بودند همان گونه كه در سومين بخش از آيات مىخوانيم : « فرعون در ميان قوم خود ندا داد : اى قوم من ! آيا حكومت مصر از آن من نيست ، و اين نهرها تحت فرمان من جريان دارد ؟ آيا نمىبينيد ؟ !
- به يقين من از اين مرد كه از طبقهء پستى است و هرگز نمىتواند فصيح سخن بگويد برترم !
- اگر او راست مىگويد چرا دست بندهاى طلا به او داده نشده ؟ يا اينكه چرا فرشتگان همراه او نيامدهاند ؟ ! ( تا سخنش را تأييد كنند ) » ( وَ نادَى فِرْعَوْنُ فِى قَومِه قالَ يا قُوْمِ الَيْسَ لِى مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْانْهارُ تَجْرِى مِنْ تَحْتِى افَلا تُبْصِرُونَ - امْ انَا خَيْرٌ مِنْ هذَا الَّذى هُوَ مَهِيْنٌ وَ لا يَكادُ يُبيْنُ فَلَولا الْقِىَ عَلَيْهِ اسْورَةٌ مِنْ ذَهَبٍ اوْجاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقتَرِنِيْنَ ) .
فرعون در اين گفتار خود در واقع ميان چند صفت رذيله جمع نمود ، غرور ،
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 153 .