دارد و به اصطلاح ديوار به ديوار همند ، و ممكن است يك حركت زشت فردى و اجتماعى از چندين صفت توأم با يكديگر ناشى شود ، و در آيات قرآن نيز گاه بازتابهاى چند صفت همراه با هم منعكس مىشود ؛ تكبّر ، غرور ، خودخواهى و خودپسندى ، و رياكارى همچنين جاهطلبى از اين قبيل است .
به هر حال در نخستين آيات به ماجراى « سامرى » برخورد مىكنيم كه داستانش را همه كم و بيش شنيدهاند ، او در تاريخ بنى اسرائيل چهرهء بسيار زشت و منفور و منفى از خود به يادگار گذارده است . او كه مردى بسيار جاه طلب بود از رفتن موسى عليه السلام به كوه طور با گروهى از سران بنى اسرائيل براى شنيدن پاسخ به تقاضاى مشاهدهء پروردگار استفاده كرد ، و از زينت آلاتى كه از فرعونيان به دست بنى اسرائيل افتاده بود ، بهره گرفت و گوسالهاى طلايى ساخت كه وقتى آن را در مسير باد قرار مىداد صداى مخصوصى از آن بر مىخاست و يا اين كه قسمتى از خاك زير پاى جبرئيل يا مركبش را كه در ماجراى غرق فرعونيان ظاهر شده بود بر گرفته بود و درون گوساله طلايى ريخت ، و اين سر و صدا از بركت آن بود . سپس مردم را به پرستش آن دعوت كرد و چيزى نگذشت كه گروه زيادى در برابر آن گوساله به سجده افتادند ، و آن را نيايش كردند .
قرآن در آيات بالا به اين معنى اشاره كرده مىگويد : « خدا به موسى عليه السلام گفت : ما قوم تو را بعد از تو آزمايش كرديم و سامرى آنها را گمراه كرد » ( قالَ فِانَّا قَدْ فَتَنَا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ اضلَّهُمُ السامِرِىّ ) .
موسى عليه السلام سخت عصبانى شد و با شتاب به سوى قوم خود باز گشت و بر آنها فرياد زد و برادرش هارون را مورد باز خواست قرار داد ، قوم موسى عليه السلام اظهار بىتقصيرى كردند ، و عامل اصلى اين انحراف و بت پرستى را سامرى معرفى نمودند كه « براى آنها مجسّمهاى از گوساله كه صدايى همچون صداى گوساله داشت تهيه كرده بود و ( به يكديگر ) و گفتند : اين خداى شما و خداى موسى عليه السلام است و ( پيمانى را كه با خدا بسته بودند ) فراموش كردند » ( فَاخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ فَقالُوا هذا الهُكُمْ وَ الهُ مُوسَى فَنَسِىَ ) .
در اينجا موسى عليه السلام روى سخن را به سامرى به عنوان عامل اصلى اين فساد
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 17
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٧