تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بِالْعَدْلِ انَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ ، انَّ اللَّه كانَ سَمِيعاً بَصِيراً ) . با اين كه مسألهء حكومت عادلانه و داورى صحيح در ميان مردم جايگاه بسيار والايى دارد ، در عين حال پيش از آن دستور به اداى امانات داده شده است كه نشانهء اهميت فوق العاده آن است . و ترتيبى كه در آيه اشاره شده شايد به خاطر اين است كه امانت مفهوم عامى دارد كه داورى عادلانه در ميان مردم يكى از مصاديق آن است ، زيرا امانت به مفهوم عام آن تمام مقامات و پست‌هاى اجتماعى را كه امانت‌هاى خدا و امانت‌هاى مردم ، در دست صاحبان آن مقام‌ها است شامل مىشود . تأكيدهائى كه در ذيل آيه آمده از يك سو توصيه به امانت و عدالت را پند و اندرزهاى نيك پروردگار مىشمرد ، و از سوى ديگر به همگان هشدار مىدهد كه خدا مراقب اعمال آنها است . اهميت مضاعفى به اين دو موضوع يعنى رعايت امانت و عدالت مىدهد . در تفسير كبير فخر رازى مىخوانيم كه براى امانت سه شاخه بيان شده است ؛ امانات پروردگار ، و امانت‌هاى مردم و امانات خويشتن . سپس در شرح هر يك از اين‌ها بحث مشروحى دارد از جمله انجام واجبات و ترك محرمات را جزء امانات الهى مىشمرد ، و آنها را به شاخه‌هاى متعدد ، از جمله امانت زبان ، امانت چشم و گوش ذكر مىكند ( زبان بايد به گناه گردش نكند ، چشم نگاه خيانت‌آميز ننمايد و گوش ، گفتار حرام نشنود ) . و امانت‌هاى مردمى را از قبيل سپرده‌هايى كه نزد يكديگر دارند و ترك كم‌فروشى و ترك غيبت و رعايت عدالت از ناحيهء حكومت‌ها ، و عدم تحريك عوام در تعصب‌هاى باطل و مانند آن را مىشمرد . و امانت انسان را نسبت به خويش اين مىداند كه آنچه را خير دين و دنياى او است برگزيند ، و تسليم شهوت و غضب و گناهان ناشى از آنها نشود . « 1 »
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازى ، جلد 10 ، صفحه 139 . ( ذيل آيه مورد بحث ) .