مطلوب است و مورد رضاى خدا .
ولى اگر مزاح به قصد انتقام جويى و بردن آبروى اشخاص ، و اعمال كينه توزى است ، مخصوصاً در مواردى كه از طريق جدى ، اين كارها امكانپذير نيست ، و گروهى به شوخى و مزاح براى رسيدن به اهداف شيطانى خود پناه مىبرند ، بدون شك مبغوض و منفور ، و گاه از دشنام هم بدتر است .
همچنين اگر در مزاح از كلمات ركيك و سخنان سبك و كودكانه استفاده شود بىشك سبب آبروريزى و از بين رفتن شخصيت انسان است .
و نيز اگر مزاح در برابر كسانى كه ظرفيت آن را ندارند و حريم شخصيت اشخاص را نمىشناسند انجام گيرد ، اى بسا راه را براى جرئت و جسارت آنها باز مىكند و آنها نيز هر چه بخواهند مىگويند .
اين گونه مزاحها ، نه تنها مطلوب نيست ، بلكه گاهى در سلك گناهان كبيره قرار مىگيرد .
راهيان راه حق و سالكان الى اللّه و طالبان تهذيب نفس بايد در مورد مزاح به هوش باشند ، نه آن را از زندگى حذف كنند ، و به صورت انسانى عبوس و خشك و فاقد احساس و محبت در آيند ، و نه به وسيله آن آلودهء گناهان يا اعمال منافى مروّت گردند ، و بسيار ديدهايم كه افرادِ ظاهراً متدين گاهى در جلسات خود به عنوان مزاح و شوخى سخنانى مىگويند يا حكاياتى نقل مىكنند كه گاه غيبت يا تهمت و يا اشاعهء فحشاء ، و يا سبب ريختن آبروى مسلمانان مىگردد .
از اين گذشته مزاح هر چند هيچ مطلب خلافى در آن نباشد اگر زياد شود غالباً آثار منفى دارد ، و به گفته بعضى از بزرگان : « الْمَزاحُ فِى الْكَلامِ كَالْمِلْحِ فِى الطَّعامِ ؛ مزاح در سخن مانند نمك در غذاست ( كه اگر از حد بگذرد شور ، و اگر كم باشد بى نمك مىشود ) » .
اضافه بر اين كسانى كه زياد شوخى مىكنند سخنان جدى آنها از ارزش مىافتد ، و مردم سخنان آنان را به عنوان جدّى قبول نمىكنند ، چنان كه در حديث امير مؤمنان على عليه السلام وارد شده است « مَنْ كَثُرَ هَزْلُهُ بَطَلَ جِدُّهُ ؛ كسى كه شوخىاش زياد شود ، جدّىاش باطل مىشود » . « 1 »
هامش
( 1 ) . غرر الحكم ، شماره 8356 ، جلد 5 ، صفحه 279 .