1 - غيبت مهمترين سرمايهء جامعه يعنى « سرمايه اعتماد » را از بين مىبرد ، زيرا غالب اشخاص داراى نقاط ضعفى هستند كه سعى در كتمان آن دارند اگر آنها پوشيده بمانند ، اعتماد مردم نسبت به يكديگر باقى و بر قرار خواهد بود .
ولى كشف آنها بىاعتمادى عجيبى ايجاد مىكند ، و مىدانيم اساس تعاون و همكارى اجتماعى ، اعتماد متقابل افراد جامعه نسبت به يكديگر است ، و بدون آن جامعهء بشرى به جهنم سوزانى تبديل مىشود كه مشكلات زندگى اجتماعى را دارد ، ولى منافع آن از بين خواهد رفت .
2 - غيبت سرچشمهء سوء ظن نسبت به همگان است ، زيرا هنگامى كه عيوب مخفى جمعى از افراد از طريق غيبت آشكار گردد ، انسان نسبت به همهء پاكان و نيكان هم بدبين مىشود ، و مىگويد : لا بد آنها نيز در خلوتهاى خود چنين كارهايى دارند كه ما نمىدانيم ، و « بر هر كه بنگرى به همين درد مبتلا است » .
3 - غيبت يكى از اسباب اشاعهء فحشاء است چرا كه هنگامى كه گناهان مخفى افراد از طريق غيبت آشكار گردد ، ديگران نيز تشويق به گناه مىشوند ، و اصولًا ابهّت گناه از بين مىرود ، و عذر و بهانهاى براى آلودگان مىشود كه اگر ما چنين مىكنيم فلان كس كه از ما بهتر و آگاهتر است نيز مرتكب اين عمل مىشود .
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه فرمود : « مَنْ قالَ فى مُؤْمِنٍ مارأتْهُ عَيْناهُ وَ سَمِعَتْهُ اذُناهُ فَهُوَ مِنَ الَّذِينَ قالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ : انَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ انْ تَشيْعَ الْفاحِشَةُ فِى الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ الِيْمٌ ؛ كسى كه دربارهء مؤمنى آنچه را چشمش ( از بدىها ) مىبيند ، و گوشش مىشنود و بگويد ، او از كسانى است كه خداوند متعال در حق آنان فرموده : كسانى كه دوست دارند ، كارهاى زشت در ميان مؤمنان شايع شود ، عذاب دردناكى دارند » . « 1 »
4 - غيبت ، گنهكاران را در گناهشان جسور مىكند ، زيرا مادام كه پرده از اعمال انسان برداشته نشده است شرم و حيا مانع از گناهان بيشتر و علنىتر است اما هنگامى كه كوس رسوايى كسى را بر سر بازار زدند از ارتكاب گناه پروايى نخواهد داشت .
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، جلد 2 ، صفحه 357 .