تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
مسلمانت چيزى بگويى كه خداوند آن را بر او مستور داشته است . « 1 » از آنچه در بالا آمد استفاده مىشود كه غيبت اركانى دارد ، نخست اين كه سخنى را پشت سر كسى بگويد ، و اگر در حضورش گفته شود ، عنوان ديگرى به خود مىگيرد ( عنوان ايذاء ، يا هتك و مانند آن ) ديگر اين كه بايد از قبيل ذكر عيوب باشد ، و آن هم عيب مستور و پنهان كه اگر آشكار باشد غيبت نيست ، هر چند ممكن است به عناوين ديگرى حرام باشد ، و ديگر اين كه هنگامى كه غيبت شونده آن را بشنود غمگين و ناراحت شود ، ولى به نظر مىرسد اين يك قيد توضيحى است براى اين كه آشكار كردن عيب پنهانى آن هم پشت سر اشخاص براى هر انسانى غم‌انگيز است . ممكن است افراد بى بند و بارى پيدا شوند كه هر چه دربارهء آن‌ها گفته شود ، پروا نداشته باشند ، ولى اين گونه افراد بسيار كمند . از آنچه در بالا آمد اين نكته نيز روشن مىشود اين كه بعضى از عوام هنگامى كه به آنها گفته مىشود چرا پشت سر فلان كس غيبت كردى ؟ مىگويند اين سخنان را پيش روى آنها هم مىگوييم ، از قبيل عذر بدتر از گناه است چرا كه پيش روى آنها گفتن هرگز مجوّز غيبت نيست ، و آن هم گناه بزرگى است چرا كه هم آزار مؤمن است و هم هتك احترام او . در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه نام شخصى را نزد پيامبر بردند بعضى از حاضران گفتند او آدم عاجز و بسيار ناتوانى است ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : شما غيبتش كرديد ؟ عرض كردند : اى رسول خدا ، صفتش را گفتيم ، فرمود : « انْ قُلْتُمْ ما لَيْسَ فِيِه فَقَدْ بُهِتْتُمُوهُ ؛ هرگاه چيزى را مىگفتيد كه در او نبود ، به او تهمت زده بوديد ، نه غيبت » . « 2 » عذر ديگر عوامانه‌اى كه بعضى از افراد نادان به آن متوسّل مىشوند كه در برابر نهى از غيبت مىگويند مگر دروغ مىگوييم فلان كس اين عيب را دارد ، اين نيز دست كمى از عذر ناموجّه بالا ندارد ، چرا كه اگر عيبى در كسى نباشد و بگويند تهمت است نه غيبت ، غيبت آن است كه عيب پنهانىاى كه در او هست پشت سر او بگويند .
هامش
( 1 ) . وسائل الشّيعه ، جلد 8 ، ابواب احكام العشره ، صفحه 602 . ( 2 ) . محجة البيضاء ، جلد 5 ، صفحه 256 .