تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
وجود پاره‌اى از استثنائات را كه در هر قاعدهء كلّى يافت مىشود دليل بر نسبيّت گرفت ؛ و اگر به تفاوت اين دو به خوبى توجّه كنيم جلو بسيارى از اشتباهات گرفته خواهد شد . اين نكته نيز در خور توجّه است كه گاه مىشود موضوعات با گذشت زمان دگرگون مىگردد و احكام كه تابع موضوعات است نيز عوض مىشود ؛ اين مطلب را هرگز نبايد دليل بر مسألهء نسبيّت گرفت . توضيح اين كه : هر حكم ، موضوعى مخصوص به خود دارد ؛ مثلًا ، شكافتن بدن ديگرى و ايراد جرح بر آن يك جنايت است ، و قابل قصاص و تعقيب ، ولى گاه اين موضوع عوض مىشود ، چاقو به دست جرّاحى مىافتد كه براى نجات جان بيمار ، شكم او را پاره مىكند ، تا غدّهء خطرناكى را در بياورد ، يا قلب او را مىشكافد تا دريچه و رگهاى قلب را اصلاح كند ، در اينجا موضوع عوض مىشود و ديگر جنايت نيست . و طبيب جرّاح شكافندهء قلب و شكم ، در خور ستايش و جايزه است . هيچ كس نبايد اين گونه دگرگونى احكام را كه به خاطر دگرگونى موضوعات پيدا مىشود ، دليل بر نسبيت بگيرد . نسبيّت آن است كه موضوع بدون دگرگونى ماهوى و موضوعى ، نسبت به اشخاص يا زمانهاى متفاوت احكام متفاوتى پيدا كند . احكام شرع نيز همين‌گونه است ، شراب حرام و نجس است ، امّا ممكن است با گذشت چند روزى و يا با اضافهء مادّه‌اى به آن ، تبديل به سركهء پاك و حلال گردد . هيچ كس نمىتواند اينها را به حساب نسبيّت بگذارد . نسبيّت آن است كه شراب را مثلًا در جوامعى كه علاقه به شراب دارند حلال بدانيم و در جوامعى كه علاقه ندارند حرام بدانيم بى اين كه تغيير در ماهيّت شراب ايجاد شود . در مسائل اخلاقى نيز گاه به موضوعاتى برخورد مىكنيم كه در يك شكل فضيلت است و با دگرگونى تبديل به رذيلت مىشود ؛ نترسيدن در حدّ اعتدال شجاعت است و فضيلت ، ولى اگر از حد بگذرد ، تهوّر و بىباكى و رذيلت است . و همچنين در موارد مشابه آن . يا اين كه دروغ در آنجا كه معمولًا منشأ مفاسد و تضعيف اعتماد عمومى است ، حرام و رذيله است ؛ و آنجا كه به منظور اصلاح ذات البين باشد ، حلال و فضيلت است . ممكن است كسانى نام اين دگرگونى موضوعات را نسبيّت بگذارند ، نزاعى با آنها در