مىخوانيم : « قُلْ لايَسْتَوِى الْخَبيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ اعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبيْثِ ؛ بگو ( هيچ گاه ) ناپاك و پاك مساوى نيستند هر چند فزونى ناپاكها تو را به شگفتى اندازد ! »
و در آيهء 157 سورهء اعراف در توصيفى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ ؛ پيامبر ، طيّبات را براى آنها حلال و خبائث را حرام مىكند . »
در آيهء 243 سورهء بقره مىفرمايد : « انَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلكِنَّ اكْثَرَ النَّاسِ لايَشْكُرُونَ ؛ خداوند نسبت به بندگان خود احسان مىكند ولى اكثر مردم شكر او را به جا نمىآورند ! »
در آيهء 103 سورهء يوسف مىفرمايد : « وَما اكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنينَ ؛ و بيشتر مردم هر چند اصرار داشته باشى ايمان نمىآورند ! »
در اين آيات ايمان و پاكيزگى و شكر به عنوان يك ارزش محسوب شده هر چند اكثريّت مردم با آن مخالف باشند ؛ و بىايمانى و ناپاكى و كفران ، يك ضدّ ارزش به حساب آمده هر چند از سوى اكثريّت پذيرفته شود .
امير مؤمنان على عليه السلام نيز كراراً در خطبههاى « نهج البلاغه » بر اين معنى تأكيد كرده است كه پذيرش و عدم پذيرش خو يا عملى از سوى اكثريّت هرگز معيار فضيلت و رذيلت و حسن و قبح و ارزش و ضدّ ارزش نيست .
در يك جا مىفرمايد : « ايُّهَا النَّاسُ لاتَسَتْوحِشُوا فى طَرِيْقِ الْهُدى لِقِلَّةِ اهْلِهِ فَانَّ النَّاسَ قَدْ اجْتَمَعُوا عَلى مائِدَةٍ شِبَعُها قَصِيرٌ وَجُوعُها طَوِيْلٌ ؛ اى مردم ! در طريق هدايت از كمى نفرات وحشت نكنيد ؛ زيرا مردم گرد سفرهاى جمع شدهاند كه سيرى آن كوتاه و گرسنگىاش طولانى است ! » « 1 »
و در جاى ديگر مىفرمايد : « حَقٌّ وَباطِلٌ ، وَلِكُلٍ أَهْلٌ ؛ فَلَئِنْ أَمِرَ الْباطِلُ لَقَديماً فَعَلَ ، وَلَئِنْ قَلَّ الْحَقُّ فَلَرُبَّما وَلَعَلَّ ؛ حق و باطلى داريم ، و براى هر كدام طرفدارانى است ؛ اگر باطل حكومت كند ، جاى تعجّب نيست ، از دير زمانى چنين بوده ؛ و اگر پيروان حق كم باشند ، چه بسا افزوده گردند ( و پيروز شوند ) ! » « 2 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 201 .
( 2 ) . نهج البلاغه خطبه 16 .