تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
بنابراين ، بايد وجدان اخلاقى را زنده كرد و آنچه را موجب تضعيف وجدان مىشود از ميان برداشت ؛ سپس وجدان قاضى خوبى براى تشخيص اخلاق خوب از بد خواهد بود . طرفداران « حسن و قبح عقلى » گر چه دم از عقل مىزنند ولى پيداست كه منظور آنها عقل وجدانى است و نه عقل استدلالى ، آنها مىگويند حسن احسان و قبح ظلم كه دو فعل اخلاقى مىباشد بدون هيچ گونه نياز به دليل و برهان براى انسان سليم النّفس آشكار است ، و به اين ترتيب اصالت را براى وجدان قائلند . ولى بسيارى از آنها انكار نمىكنند كه وجدان ممكن است دربارهء بعضى از امور ساكت باشد و ادراكى نداشته باشد ، در اينجا بايد دست به دامن شريعت و وحى شد تا امور اخلاقى را از غير اخلاقى جدا سازد ؛ بعلاوه اگر نسبت به آنچه عقل حاكم است تأييدى از سوى شرع باشد انسان با اطمينان بيشترى در راه آن گام مىنهد . * * * نتيجه : با توجّه به اشاراتى كه به مهمترين مكاتب اخلاقى در اين فصل آمد ، امتيازات مكتب اخلاقى اسلام كاملًا روشن است : « اساس اين مكتب اخلاقى ، ايمان به خداوندى است كه كمال مطلق و مطلق كمال است و فرمان او بر تمام جهان هستى جارى و سارى است و كمال انسانها در اين است كه پرتوى از صفات جمال و جلال او را در خود منعكس كنند و به ذات پاكش نزديك و نزديكتر شوند . » ولى اين به آن معنا نيست كه صفات اخلاقى در بهبودى حال جامعهء بشرى و نجات انسانها از چنگال بدبختيها بىاثر است ؛ بلكه در يك جهان‌بينى صحيح اسلامى عالم هستى يك واحد بهم پيوسته است ، واجب‌الوجود قطب اين دايره و ماسواى خدا همه به او وابسته و پيوسته و در عين حال با هم منسجم و در ارتباطند . بنابراين ، هر چيزى كه سبب صلاح حال فرد باشد سبب صلاح حال جامعه ، و هر چيز كه در صلاح جامعه مؤثّر باشد در صلاح فرد نيز مؤثّر است . به تعبير ديگر ، ارزشهاى اخلاقى تأثير دوگانه دارد ، هم فرد را مىسازد ، هم جامعه را .