تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
اندازه محترم مىشمرند كه در مسير منافع شخصى آنها باشد ( همان گونه كه در مكتبهاى سرمايه دارى غرب ديده مىشود ) اخلاق را به امورى تفسير مىكنند كه آنها را به منافع مادّى و شخصى آنها برساند و همه چيز را در پاى آن قربانى مىكنند !

3 - اخلاق از ديدگاه فلاسفهء عقلى

آن گروه از فلاسفه كه اصالت را براى عقل قائلند و مىگويند غايت فلسفه اين است كه در وجود انسان يك عالَم عقلى بسازد همانند عالم عينى خارجى ( صَيْرُورةُ الْانْسانِ عالَماً عَقْلِيّاً مُضاهِياً لِلْعالَمِ الْعَيْنى ) ، در مباحث اخلاقى - اخلاق را به صفات و اعمالى تفسير مىكنند كه به انسان كمك كند تا عقل بر وجود او حاكم باشد نه طبايع حيوانى و خواسته‌هاى نفسانى .

4 - اخلاق در مكتب غيرگرايان !

گروه ديگر از فلاسفه كه بيشتر به جامعه مىانديشند و اصالت را براى جمع قائلند نه افراد ، فعل اخلاقى را به افعالى تفسير مىكنند كه هدف غير باشد ؛ بنابراين ، هر كارى كه نتيجه‌اش تنها به خود انسان برگردد غير اخلاقى است و كارهائى كه هدفش ديگران باشد اخلاقى است .

5 - اخلاق از ديدگاه وجدان گرايان

گروهى از فلاسفه كه اصالت را براى وجدان قائلند نه عقل ، كه مىتوان از آنها به « وجدان‌گرا » تعبير كرد و گاه به طرفداران « حسن و قبح عقلى » كه در واقع منظور از آن عقل عملى است نه عقل نظرى ، آنها مسائل اخلاقى را يك سلسله امور وجدانى مىدانند نه عقلانى كه انسان بدون نياز به منطق و استدلال آنها را درك مىكند ؛ مثلًا ، انسان عدالت را خوب مىشمرد و ظلم را بد ، ايثار و فداكارى و شجاعت را خوب مىداند و خودپرستى و تجاوزگرى و بخل را بد مىبيند بى آنكه نيازى به استدلال عقلانى و تأثير آنها در فرد و جامعه داشته باشد .