1 - اخلاق در مكتب خداپرستان
از اين ديدگاه ، آفرينندهء همه آثار خداست . ما از سوى او هستيم و به سوى او باز مىگرديم و هدف آفرينش تكامل انسان در جنبههاى معنوى است و پيشرفتهاى مادّى تا آنجا كه راه را براى وصول به تكامل معنوى هموار مىسازد نيز هدف معنوى محسوب مىشود .
تكامل معنوى را مىشود بدينسان معنى كرد : « قرب به خداوند و پيمودن راهى كه انسان را به صفات كمال او نزديك مىسازد » .
بنابراين معيار ، اخلاق از اين ديدگاه تمام صفات افعالى است كه انسان را براى پيمودن اين راه آماده مىسازد و نظام ارزشگذارى در اين مكتب نيز بر محور ارزشهاى والاى انسانى و كمال معنوى و قرب به خداست .
2 - اخلاق مادّيگرى
مىدانيم مادّيها شعبى دارند كه يك شعبهء معروف آن مادّيگرى كمونيستى است . از ديدگاه اين مكتب كه همه چيز را از دريچهء مادّه مىنگرد و به خدا و مسائل معنوى ، ايمان ندارد ، و اصالت را براى اقتصاد قائل است و براى تاريخ نيز ماهيّت مادّى و اقتصادى قائل مىباشد ، هر چيز كه جامعه را به سوى اقتصاد كمونيستى سوق دهد اخلاق است ، و يا به تعبير خودشان « آنچه انقلاب كمونيسم را تسريع كند ، اخلاق محسوب مىشود . » مثلًا اين كه راست گفتن يا دروغ گفتن كدام اخلاقى و يا غير اخلاقى است با توجّه به تأثير آنها در انقلاب ارزيابى مىشود ، اگر دروغ به انقلاب سرعت ببخشد ، يك امر اخلاقى است و اگر راست تأثير منفى بگذارد يك امر غير اخلاقى محسوب مىشود !
شاخههاى ديگر مادّيگرى نيز هر كدام طبق مسلك خود اخلاق را تفسير مىكنند ؛ آنها كه اصل را بر لذّت و كام گرفتن از لذائذ مادّى نهادهاند چيزى به نام اخلاق قبول ندارند و يا به تعبير ديگر ، اخلاق را در صفات و افعالى مىدانند كه راه را براى وصول به لذّت هموار سازد .
و آنها كه اصل را بر منافع شخصى و فردى نهادهاند و حتَّى جامعهء بشرى را تا آن