فصل سوم : مكتبهاى اخلاقى
در علم اخلاق مكاتب فراوانى است كه بسيارى از آنها انحرافى است و به ضدّ اخلاق منتهى مىشود ، و شناخت آنها در پرتو هدايتهاى قرآنى كار مشكلى نيست ؛ قرآن مىگويد :
وَأَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيْلِه ذاكُمْ وَصَّاكُمْ بِه لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ( سورهء انعام ، آيهء 153 )
آيهء فوق كه بعد از ذكر بخش مهمّى از عقائد و برنامههاى عملى و اخلاقى اسلام در سورهء انعام آمده ، و مشتمل بر فرمانهاى دهگانهء اسلامى است ، مىگويد : « به آنها بگو اين راه مستقيم من است ، از آن پيروى كنيد و از راههاى مختلف ( و انحرافى ) پيروى مكنيد كه شما را از راه حق دور مىسازد ؛ اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش فرموده تا پرهيزگار شويد ! »
* * * مكتبهاى اخلاقى همانند ساير روشهاى فردى و اجتماعى از « جهانبينى » و ديدگاههاى كلّى دربارهء جهان آفرينش سرچشمه مىگيرد و اين دو ، يك واحد كاملًا به هم پيوسته و منسجم است .
آنها كه « جهانبينى » را از « ايدئولوژى » ( و « هستها » را از « بايدها » ) جدا مىسازند و مىگويند رابطهاى بين اين دونيست زيرا جهانبينى و هستها از دلائل منطقى و تجربى