فصل دوم : نقش اخلاق در زندگى و تمدّن انسانها
بعضى از ناآگاهان ، مسائل اخلاقى را ، به عنوان يك امر خصوصى در زندگى شخصى مىنگرند ، و يا آنها را مسائل مقدّس روحانى و معنوى مىدانند كه تنها در زندگى سراى ديگر اثر دارد ، در حالى كه اين يك اشتباه بزرگ است ؛ اكثر مسائل اخلاقى بلكه همهء آنها ، آثارى در زندگى اجتماعى بشر دارد ، اعم از مادّى و معنوى ، و جامعهء انسانيّت منهاى اخلاق به باغ وحشى تبديل خواهد شد كه تنها قفسها مىتواند جلو فعّاليّتهاى تخريبى اين حيوانات انساننما را بگيرد ، نيروها به هدر خواهد رفت ، استعدادها سركوب خواهد شد ، امنيّت و آزادى بازيچهء دست هوسبازان مىگردد و زندگى انسانى مفهوم واقعى خود را از دست مىدهد .
اگر درست در تاريخ گذشته بينديشيم ، اقوام زيادى را پيدا مىكنيم كه هر كدام بر اثر پارهاى از انحرافات اخلاقى ، شكست خورده يا بكلّى نابود شدند .
چه بسيار زمامدارانى كه بر اثر نقاط ضعف اخلاقى ، قوم و ملّت خود را در كام مصائب دردناكى فرو بردند ، و چه بسيار فرماندهان فاسدى كه جان سربازان خود را به خطر افكنده و بر اثر خودكامگى آنها را به خاك و خون كشيدند .
درست است كه زندگى فردى نيز بدون اخلاق ، لطافت و شكوفايى و زيبايى ندارد ؛ درست است كه خانوادهها بدون اخلاق سامان نمىپذيرند ؛ ولى از آنها مهمتر ، زندگى اجتماعى بشر است كه با حذف مسائل اخلاقى به سرنوشت دردناكى گرفتار مىشود كه