اصول اخلاق اسلامى در روايات
در روايات اسلامى نيز احاديثى كه بيانگر اصول اخلاقى حسنه و سيّئه است ديده مىشود كه روش مخصوص به خود را تعقيب مىكند ، نه روشى را كه حكماى يونان داشتهاند ، از جمله :
1 - در حديث معروفى كه در كتاب « اصول كافى » از امام صادق عليه السلام نقل شده است چنين مىخوانيم كه : يكى از ياران آن حضرت به نام « سماعة بن مهران » مىگويد : با گروهى از اصحاب آن حضرت در خدمتش بوديم كه سخن از عقل و جهل به ميان آمد ، فرمود : « لشكريان عقل و جهل را بشناسيد تا هدايت شويد » ، من گفتم فدايت شوم ، تا شما شرح ندهيد ما آگاه نخواهيم شد ، امام فرمود : « خداوند در آغاز ، عقل را آفريد . . . سپس جهل را ( عقل از در اطاعت در آمد و جهل طريق معصيت را پوييد ) خداوند هفتاد و پنج لشكر به عقل داد و هفتاد و پنج لشكر كه ضدّ آن بود به جهل . »
سپس امام ، هفتاد و پنج لشكر « 1 » عقل و جهل را به شرح زير بيان فرمود :
الْخَيْرُوَ هُوَ وَزِيْرُ الْعَقْلِ ؛ نيكى وزير عقل است
وَجَعَلَ ضِدَّهُ الَشَّرَّ وَهُوَ وَزِيُر الْجَهْلِ ؛ و ضدّ آن بدى است كه وزير جهل است
وَالْايمانُ وَضِدُّهُ الْكُفْرُ ؛ و ايمان و ضدّش كفر
وَالتَّصْدِيْقُ وَضِدُّهُ الُجُمُودُ ؛ و تصديق ( ايمان به آيات الهى و انبياء ) و ضدّش انكار
وَالرَّجاءُ وَضِدُّهُ الْقُنُوطُ ؛ اميد و ضدّش نوميدى
وَالْعَدْلُ وَضِدُّهُ الجَوْرُ ؛ و عدالت و ضدّش ستم
وَالرِّضاءُ وَضِدُّهُ السَّخَطُ ؛ رضا و خشنودى و ضدّش خشم و نارضايى
وَالشُّكْرُ وَضِدُّهُ الْكُفْرانُ ؛ شكرگزارى و ضدّش كفران
وَالطَّمَعُ وَضِدُّهُ الْيَأْسُ ؛ طمع ( به آنچه در دست مردم است ) و ضدّش نوميدى ( از آنها )
هامش
( 1 ) . توجّه داشته باشيد كه تعداد امورى كه در اين روايت آمده 78 موضوع است ولى با توجّه به اين كه خير و شرّ موضوع مستقلّى در برابر امور ديگر نيست ، بلكه جامع در ميان آنها است ؛ به علاوه ايمان و كفر و تصديق و تكذيب مربوط به اصول عقائد است ، اين سه مورد از مجموعه جدا مىشود و باقيمانده همان هفتاد و پنج موضوع خواهد بود .