تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
گردند .
وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ ،
هرگاه امواج درياها بالا آيند و به شرق و غرب روان گردند و آب‌هاى اين درياها به بخار تبديل شود و از اندرون آنها آتش شعله كشد . به تفسير آيه :
« وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ »
در سورهء پيشين رجوع كنيد .
وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ .
واژهء « بعثرة » و « بحثرة » در لغت به معناى برانگيختن چيز ، از راه دگرگون ساختن درون آن به بيرونش و برعكس است . در اين‌جا مراد از « بعثرت » آن است كه روز قيامت آمدنى است و ترديدى در آن وجود ندارد . « و خدا همهء كسانى را كه در گورها هستند زنده مىكند » . « 1 »
عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ ،
پس از برانگيخته شدن [ از گورها ] هر انسانى متوجّه مىشود كه نيكى پيش فرستاده است يا بدى و چه‌چيزى از خود برجاى نهاده است .
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ * الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ .
« فسوّاك » : آن قدر از نيروهاى پيدا و پنهان در تو به امانت نهاد كه تو را انسانى كامل گردانيد . « فعدلك ؛ اعضايت را متعادل آفريد » . به عنوان نمونه ، يك دستت را درازتر از دست ديگر ، يكى از چشمانت را كوچك‌تر از چشم ديگر و برخى اعضايت را سفيد و برخى را سياه قرار نداد . مفسران اختلاف كرده‌اند : مراد از « كريم » در سخن خداوند :
« ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ »
چيست ؟ برخى گفته‌اند : خداى سبحان در اين‌جا ، خود را « كريم » توصيف كرده ، تا پاسخ را به بندهء گناهكارش الهام كند و به او بياموزد كه هرگاه در قيامت دربارهء گناه او از وى بپرسند ، بگويد : آمرزش و بزرگوارى تو مرا مغرور كرد . شيخ محمّد عبده گفته است : اين نظرگاه ، بازى با تأويل و گمراه كردن خوانندهء كتاب خداست . شايسته آن است كه در اين‌جا ، واژهء كريم به عظيم تفسير شود ، يعنى خدا در تمامى صفاتش بزرگ است و كسى كه چنين باشد ، بندگانش را بيهوده و بدون پرسش و كيفر رها نمىكند ، بلكه از آنان حساب مىكشد و نيكوكارانشان را پاداش مىدهد و بدانشان
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) آيه 7 .