پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در آن اقامت دارد ، نشانگر آن است كه تولّد و اقامت پيامبر در مكّه ، به بالا رفتن مقام اين شهر افزوده است . شيخ محمّد عبده اين ديدگاه را برگزيده كه « حلّ » در اينجا به معناى حلال است ، نه به معناى حلول ، بدين معنا كه مردم مكّه آزار پيامبر را در اين شهر امن ، حلال و روا دانستند ، تا آنجا كه وى را به ترك آن مجبور كردند .
اين معنا هرچند فى نفسه درست است ، ليكن از معناى لفظ بسيار دور است . چه ، آنچه از جملهء : « أنت حلّ بهذا البلد » در ذهنها تبادر مىكند آن است كه [ خدا مىخواهد به پيامبر بگويد : ] تو مقيم اين شهر هستى ، نه اينكه تو در اين شهر حلال هستى .
وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ .
اين جمله در مقسم به [ - آنچه بدان سوگند خورده مىشود ] داخل است . گروهى از مفسّران گفتهاند : مراد از « والد » در اينجا آدم و مراد از « ما ولد » ، نسل اوست . امّا اينكه خداوند فرمود : « و ما ولد » و نگفت : « و من ولد » ، براى آن است كه خداوند مىخواهد اشاره كند كه اين مولود بسيار مقام بزرگى دارد ، چنانكه خداوند مىگويد :
« وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ
؛ و خدا به آنچه زاييده بود داناتر است » . « 1 » گروه ديگر از مفسّران و از آن جمله ابن عبّاس ، طبرى و شيخ محمّد عبده گفتهاند : مراد هر والد و مولودى است : انسان باشد ، يا حيوان و يا گياه . اين نظرگاه از ديگر ديدگاهها به ظاهر لفظ نزديكتر است . امّا هدف از سوگند ياد كردن به والد و مولود آن است كه خدا مىخواهد به ايجاد موجودات زنده و تحوّل آن از يك مرحلهء آفرينش به مرحلهء ديگر آن و از نطفه به انسان ، يا حيوان و از دانه به درخت و يا ديگر گياهان توجّه دهد .
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ .
اين آيه جواب قسم است . « كبد » : رنج و سختى .
معناى آيه چنين است : خداى سبحان انسان را آفريد ، تا وى تلاش كند و زحمت بكشد ، با خواستهها و تمايلات خويش و نيز با رنجها و سختىهاى زندگى به مبارزه برخيزد . سپس سختىهاى مرگ ، تاريكى و وحشت قبر و هراسهاى قيامت و
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيه 36 .