من اجل الفجور » . « أمامه » منصوب به « يفجر » ، بنابر اينكه ظرف است . « ايّان » ظرف زمان و بهمعناى « متى » مىباشد و همين « ايّان » خبر مقدّم و « يوم » مبتداى مؤخّر است .
« أين » ظرف مكان و خبر براى « المفرّ » . « كلّا » حرف ردع . « وزر » اسم « لا » و خبرش محذوف است : لا وزر فى الوجود » . « الانسان » مبتدا و « بصيرة » خبر و « على نفسه » متعلّق به « بصيرة » است .
تفسير
لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ ،
به روز قيامت سوگند مىخورم . البتّه ، اين در صورتى است كه « لا » زايد باشد ، چنانكه بيشتر مفسّران بر همين نظريهاند . يا اينكه موضوع آنقدر روشن است كه به سوگند خوردن نياز ندارد و اين ، در صورتى است كه « لا » نافيه باشد ، نه زايده ، چنانكه برخى از مفسّران گفتهاند . در هردو صورت ، در جمله چيزى حذف شده است : انكم لمبعوثون خلقا جديدا » .
وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ .
مفسّران دربارهء معنا ى « النفس اللوامة » چند نظريه دارند . امّا به اعتقاد ما ، انسان در بسيارى از اوقات خودش را براثر انجامدادن و يا ترك كارى سرزنش مىكند . البتّه ، اين سرزنش زمانى است كه براى او روشن مىشود كه انجام دادن و يا ترك از لحاظ بهداشتى به او زيان مىرساند همانند خوردن لقمهاى كه او را از خوردن چندين لقمه محروم مىسازد و يا معاملهاى كه موجب زيانى شده است كه نمىتواند آن را تحمّل كند و يا آن را نمىخواهد و ديگر زيانهايى كه به هيچ روى ربطى به دين و آفرينش وى ندارد . البته دراينجا از نفس لوّامه ، اين معنا اراده نشده است . گاهى انسان بهخاطر كوتاهى كه دربارهء حق كرده و سستى كه در انجام كار نيك از خود نشان داده است ، احساس پشيمانى و حسرت مىكند و تفاوت نمىكند كه اين كوتاهى و سستى از روى عمد و آگاهى باشد و او نقد را بر نسيه ترجيح دهد و يا اينكه از روى نادانى و بدون قصد باشد ؛ سپس حقايق برايش آشكار شود ، چنانكه اين حالت ، همان حالت