تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 782

مساهمون:

ص٧٨٢
خبر مىدهند . ( 13 ) بلكه آدمى خويشتن خويش را نيك مىشناسد . ( 14 ) هرچند به زبان عذرها آورد . ( 15 ) به تعجيل زبان به خواندن قرآن مجنبان . ( 16 ) كه گرد آوردن و خواندنش به عهدهء ماست . ( 17 ) چون خوانديمش ، تو آن خواندن را پيروى كن . ( 18 ) سپس بيان آن برعهدهء ماست . ( 19 )

واژگان

النفس اللوامة : مراد ضمير و وجدان است و توضيح آن خواهد آمد . البنان : انگشت‌ها و يا سرانگشت‌ها . يفجر امامه : گامى در راه معصيت و گناه برمىدارد و به‌سوى خدا بازنمىگردد .
بَرِقَ الْبَصَرُ :
خستگى و خيرگى چشم در هنگام ديدن برق درخشنده .
خَسَفَ الْقَمَرُ :
نور ماه از ميان رفت . لاوزر : پناهگاهى نيست . بصيرة : آگاه . تاء براى مبالغه است . معاذير : اسم و جمع « معذرة » و « أعذار » جمع « عذر » است .

اعراب

« لا أُقْسِمُ » ،
« لا » زايد و يا نافيه است براى نفى قسم ، زيرا هيچ انگيزه‌اى براى اين سوگند وجود ندارد [ تا خدا سوگند ياد كند ] . به تفسير آيهء 75 از سورهء واقعه و آيهء 38 از سورهء الحاقه و آيهء 40 از سورهء معارج رجوع كنيد .
« أَ يَحْسَبُ » ،
همزه براى انكار است . « ان » به‌معناى « انّه » است و مصدر ريخته شده [ - مصدر مؤول ] جانشين دو مفعول براى « يحسب » مىباشد . « بلى » ايجاب پس از نفى است . « قادرين » حال از فاعل « نجمع » است : نجمعها قادرين » . « ليفجر » منصوب به « ان » مضمره و مصدر مؤوّل مفعول من اجله براى « يريد » است و مفعول به محذوف مىباشد : يريد الانسان الحياة