تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
خداوند : فسيعلمون من هو اضعف ناصرا و أقل عددا را شنيدند ، از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پرسيدند : اين روز كى خواهد بود ؟ خدا به پيامبر بزرگوارش فرمان داد كه به آنها بگويد : علم آن در نزد پروردگارم مىباشد و من نمىدانم كه آيا نزديك است يا دور ؟ بنابراين ، سخن خداوند :
« أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَداً »
به كلمهء : « بعيد » خلاصه مىشود . چنان‌كه در آيهء 109 از سورهء انبياء آمده است :
« وَ إِنْ أَدْرِي أَ قَرِيبٌ أَمْ بَعِيدٌ ما تُوعَدُونَ » .
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ .
غيب ، ويژه خداوند و كسى است كه خداوند او را امين وحى خويش قرار داده و از ميان بندگانش وى را براى رسالت خود برگزيده است ؛ زيرا وى مادام كه خداوند غيب را به وى بياگاهاند ، از غيب آگاهى دارد :
« سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا » .
گروهى از مفسّران از جمله ، رازى و مراغى گفته‌اند : غير پيامبر هم گاهى از غيب آگاهى دارد و از آن خبر مىدهد ! . اين ديدگاه با ظاهر سخن خداوند سازگارى ندارد :
« فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ » .
البته ، ناگفته نماند كه برخى از انديشمندان آينده را پيش‌بينى مىكنند و در بسيارى از موارد هم ، حدس و گمان‌هاى آنان درست از كار درمىآيد ، ليكن اينان اين پيش‌بينى را از قراين و نشانه‌هايى به‌دست مىآورند كه براى خودشان آشكار است و براى افرادى كه از لحاظ درك و بينش در رتبهء پايين‌تر از آنها قرار دارند ، پنهان مىباشد و اين با آن دانش غيبى كه خداوند آن را تنها براى پيامبران و فرستادگانش آشكار مىسازد ، تفاوت بسيار دارد .
فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً .
آنچه از اين آيه در ذهن ما تبادر مىكند ، آن است كه خداوند پيامبران را درحالىكه آنان از او تبليغ مىكنند و رسالت‌هاى او را انجام مىدهند ، از هرچيزىكه آنان را از انجام بايستهء رسالتشان جلوگيرى كند ، نگه مىدارد ، خواه اين چيز از درون باشد نظير غفلت و فراموشى و يا از بيرون باشد همانند مزاحمت‌هاى دشمنان و ديگر تلاش‌هاى آنان . به بيانى ديگر : اين آيه عصمت را براى پيامبران در آوردن ثابت مىكند .
لِيَعْلَمَ ،
تا اين‌كه علم خدا
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 736 | محمد جواد مغنية