جديد ، چيزى هست كه آن را نفى كند ؟ آيا دانش جديد تمامى موجودات را ، چه آنها كه آشكارند و چه آنها كه پنهانند ، برشمرده است ؟ كدامين دانشمند كهن و يا جديدى ، حقيقت خويش و انديشهاش و حتّى همين بدن محسوس و قابل لمس را مىشناسد و از رگها و خطوط و مويى كه در آن است آگاهى دارد ؟ و كسىكه نسبت به خويشتن ناآگاه است ، نسبت به ديگران و بهويژه دربارهء جهان غيب ناآگاهتر خواهد بود . وحى آسمانى ، جنّ و فرشتگان را ثابت كرده و بههمين دليل بايد وجود آنها را باور داشت و كسىكه وجود آنها را از روى قطع و يقين نفى كند ، بايد اين نفى را با دليل عقل و يا وحى به اثبات برساند ، همانگونه كه اگر كسى آن را اثبات كند ، نيز بايد با دليل عقل و يا وحى باشد .
درهرحال ، خداى سبحان به پيامبر بزرگوارش وحى كرده است كه گروهى از جنّيان درحالىكه وى قرآن را تلاوت مىكرده ، بدان گوش فرادادند و آن را فهميدند و دربارهء معانىاش انديشيدند و از عظمت اين كتاب ، چه از لحاظ ساختارى و چه از لحاظ معنا به شگفت آمدند و برخى به برخى ديگر گفتند : آيا دربارهء اين قرآن به شگفت نمىآييد ؟ آيا در گذشته همانند اين كتاب را شنيدهايد ؟ حقيقتا او معجزه است و او
يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ
هيچ كار نيكى وجود ندارد ، مگر آنكه [ آفريدگان را ] بهسوى آن هدايت و تشويق مىكند و مژده مىدهد و هيچ كار بدى نيست ، جز آنكه از آن نهى مىكند و بيم و هشدار مىدهد .
1 .
فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً ،
چه ، او بر هرچيزى تواناست و كسىكه بر هر چيزى توانا باشد ، از شريكان بىنياز است و اگر او از ديگران درخواست كمك كند ، ناتوان است و ناتوان خدا نيست .
2 .
وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً
خداوند بزرگتر از آن است كه براى خويش فرزند بگيرد و از آميزش با زنان پاك و منزّه است ، چگونه چنين نباشد ، درحالىكه او بىنياز و پسنديده است ؟