فَخانَتاهُما :
با كفر و نفاق به آن دو خيانت كردند ، نه با زنا و كار زشت .
الاحصان : پاكدامنى .
الفرج : پارهكردن يقه پيراهن و نيز هر پارگى را فرج گويند .
النفخ : دراينجا مراد آفرينش است .
الروح : زندگى ، خداوند زندگى را به خود نسبت داده است ؛ زيرا او ايجادكنندهء آن مىباشد .
اعراب
« ضرب » بهمعناى « جعل » است .
« امْرَأَتَ نُوحٍ »
مفعول اول ، مؤخر و « مثلا » مفعول دوم ، مقدم مىباشد . « صالحين » صفت براى « عبدين » و « شيئا » مفعول مطلق براى « يغنيا » است . « مريم » عطف است بر
« امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ » .
« قانتين » جمع است براى مردان و زنان ، از باب غلبهدادن تذكير بر تأنيث .
تفسير
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ .
ميان مرد و زن از لحاظ ريشه ، سرشت و مسئوليت ، هيچ تفاوتى وجود ندارد و هركدام از اين دو جزئى هست كه ديگرى را كامل مىكند و هيچكدام از ديگرى بىنياز نيست . در مردان هم افراد خوب و بد وجود دارند و در زنان نيز چنين هستند . آيه درصدد مقايسه ميان مرد و زن نيست ، بلكه خداوند ، تنها بدينسبب به زن مثل زده و نه به مرد كه مىخواهد از اين طريق به برخى از امهات المؤمنين [ - مادران مؤمنان ] كه ضد پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و إله همدست شده بودند ، كنايه زند . چنانكه اين مطلب در آيه 4 از همين سوره آمده است . چه ، خداوند پس از آنكه يادآور شد كه برخى از زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله عليه