سبب ، فرعون او را به كشتن تهديد كرد و او خشنودى و نعمتهاى خدا را بر پادشاهى فرعون و سلطنت او ترجيح داد و از او و عملش بيزارى جست . و از خدا تقاضا كرد كه او را مشمول رحمت خويش سازد و از نعمتهايش به او ببخشد . در تفسير طبرى آمده است : فرعون مأمورانش را نزد آسيه فرستاد و به آنها گفت :
بزرگترين سنگ را پيدا كنيد و اگر آسيه همچنان بر ايمانش باقى ماند ، آن سنگ را بر روى او افكنيد . اگر از ايمان دست برداشت ، او همسر من است . هنگامىكه اين مأموران نزد آسيه آمدند ، او به آسمان نگريست و خانهاش را در بهشت ديد و به اعتقادش ادامه داد و خداوند جان او را گرفت و سنگ بر جسمى افتاد كه جان نداشت ، در برخى از تفاسير آمده است كه درخواست آسيه از خداوند كه برايش خانه در نزد خودش بنا كند از باب اين بود كه اول همسايه ، سپس خانه .
وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ .
« أَحْصَنَتْ فَرْجَها »
كنايه از پاكبودن از زنا و كارهاى زشتى است كه يهود به مريم نسبت مىدادند . مقصود از دميدن روح آن است كه خداوند به فرزند مريم ، حضرت مسيح عليه السّلام زندگى داد ، چنانكه به آدم عليه السّلام زندگى داد : « چون آفرينشش را به پايان بردم و از روح خود در آن دميدم ، دربرابر او به سجده بيفتيد » . « 1 » معناى آيه چنين است : خدا براى زنان باايمان پاكدامن مريم پاك را مثل زد كه به خدا ، پيامبران و كتابهايش ايمان آورد و خداوند هم او را بر زنان زمانش برترى داد و با بركت خويش از آلودگى نگهدارىاش كرد و با كلمهء خويش باردارش نمود ، نظير اين آيه در چندين آيهء ديگر نيز بيان شد . به تفسير آيه 171 از سوره نساء ، در جلد دوم رجوع كنيد .
هامش
( 1 ) . حجر ( 15 ) آيه 29 .