كرد . ما به اين نظريه در جلد اوّل در تفسير آيهء 29 از سورهء بقره ، اشاره كرديم . اينك براى ما آشكار مىشود كه اين نظريه از همهء نظريات بهتر است . چون درحالىكه منابع تفسير اين آيه را جستوجو مىكردم به يك حديث نبوى و به سخنى از ابن عبّاس برخوردم كه نشان مىدهد ، آوردن عدد هفت در آيه ، حصر را نمىرساند . امّا حديث را شيخ مراغى از صحابى ، ابن مسعود نقل كرده و از اين قرار است : « آسمانهاى هفتگانه و آنچه در آنها و ميان آنها قرار دارد و نيز زمينهاى هفتگانه و آنچه در آنها و ميان آنها قرار دارد ، تنها بسان حلقهاى است كه در زمينى هموار افكنده باشند » و علم اين حقيقت را ثابت كرده است . به تفسير آيهء 47 از سورهء ذاريات نگاه كنيد . محمّد صلّى اللّه عليه و إله كه در ميان ملّتى پرورشيافته بود كه نه نوشتن را مىدانستند و نه حساب كردن را ، اين علم را از كجا بهدست آورد ؟ آيا آنطور كه [ دشمنان ] گفتهاند : او اين علم را از بحيره راهب برگرفت و يا از ديگر راهبان ديرها ؟ آيا محمّد صلّى اللّه عليه و إله بر خدا دروغ مىبندد ، درحالىكه او مردم را به كتابى فرامىخواند كه با زبانى آشكار و گويا مىگويد : « كيست ستمكارتر از آنكس كه به خدا دروغ بست يا گفت به من وحى شده و حال آنكه چيزى به او وحى نشده بود » . « 1 » نيز مىگويد : « و هركه دروغ بندد نوميد شود » . « 2 »
در تفسير طبرسى آمده است : ابن عبّاس شاگرد امام على عليه السّلام از سخن خداوند پرسيد :
« سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » ؟
امام على عليه السّلام فرمود : « اگر من تفسير آن را به شما بگويم ، شما با تكذيب آن ، كافر مىشويد » . چه ، انديشهء آنان اين تفسير را برنمىتابيد و درنتيجه ، دربارهء درستى قرآن شك مىكردند .
يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ .
او با حكمت خويش آسمانها ، زمينها و آنچه را كه در آنها و ميان آنها قرار دارد ، اداره مىكند ، با قدرتش نگه مىدارد و با علمش استوار مىسازد .
لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً .
از حكمتهاى
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 93 .
( 2 ) . طه ( 20 ) آيهء 61 .