تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
آن تجاوز كند به خود ستم كرده است . تو چه دانى ، شايد خدا از اين پس امرى تازه پديد آورد . ( 1 ) و چون به پايان مدّت رسيدند ، يا به‌وجهى نيكو نگاهشان داريد يا به‌وجهى نيكو از آنها جدا شويد و دو تن عادل از خودتان را به شهادت گيريد و براى خدا شهادت را به‌راستى ادا كنيد . هركه را به خدا و روز قيامت ايمان دارد ، اين‌چنين اندرز مىدهند و هركه از خدا بترسد ، براى او راهى براى بيرون‌شدن قرار خواهد داد . ( 2 ) و از جايىكه گمانش را ندارد روزىاش مىدهد و هركه بر خدا توكّل كند ، خدا او را كافى است . خدا كار خود را به اجرا مىرساند و هرچيز را اندازه‌اى قرار داده است . ( 3 ) اگر در ترديد هستيد ، از ميان زنانتان ؛ آنهايى كه از حيض مأيوس شده‌اند و آنهايى كه هنوز حيض نشده‌اند عدّه‌شان سه ماه است . عدّهء زنان آبستن همان وضع حمل است و هركه از خدا بترسد ، خدا كارش را آسان خواهد كرد . ( 4 ) اين فرمان خداست كه بر شما نازل كرده است و هركه از خدا بترسد ، گناهانش را از او مىزدايد و او را پاداشى بزرگ مىدهد . ( 5 )

واژگان

اذا طلّقتم : وقتى خواستيد طلاق دهيد . العدّة : به كسر عين و مراد از آن دراين‌جا زمانى است كه زن پس از اجراى طلاق ، انتظار مىكشد . فاحشة مبينة : گناه آشكار هم‌چون زنايى كه با چهار گواه ثابت شود . بلغن أجلهنّ : عدّه را كامل كنند . فهو حسبه : او را كافيست . بالغ أمره : آنچه را خدا اراده مىكند ، از ميان نمىرود . قدرا : اندازه . أولات الأحمال : زنان باردار . أجلهنّ : سپرىشدن عدّهء آنها .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 576 | محمد جواد مغنية