تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠

اعراب

ابن هشام در كتاب المغنى مىگويد : « من » به‌معناى « فى » مىآيد و به اين سخن خداوند استدلال كرده است : من يوم الجمعة كه به‌معناى فى يوم الجمعة است .

تفسير

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ .
نماز جمعه به دلايل كتاب ، سنّت و اجماع واجب است . اين نماز دو ركعت است و نيز دو خطبه پيش از نماز خوانده مىشود و اين دو خطبه به‌جاى نماز ظهر است . نماز جمعه به مردان اختصاص دارد ، نه به زنان و دراين‌باره هيچ‌گونه اختلافى در ميان مسلمانان وجود ندارد و اختلاف آنان دراين‌باره است : آيا نماز جمعه به‌طور مطلق و بدون قيد و شرط واجب است و يا اين‌كه با وجود [ حاكم اسلامى ] و يا جانشين وى واجب است ؟ حنفيه و اماميه گفته‌اند : وجود حاكم و يا نماينده‌اش شرط است ، ليكن اماميه عدالت حاكم را نيز شرط مىدانند و در غير اين صورت ، وجود او با عدمش يكسان است . حنفيه تنها به وجود حاكم بسنده كرده است ، هرچند عادل نباشد . شافعيه ، مالكيه و حنابله مىگويند : نماز جمعه به‌طور مطلق واجب است ، چه حاكم باشد چه نباشد . بسيارى از فقيهان اماميه گفته‌اند : هرگاه حاكم عادل و يا نمايندهء وى نباشد و فقيهى عادل وجود داشته باشد ، مسلمانان مخيّرند كه نماز جمعه بخوانند و يا نماز ظهر . تفصيل اين مسئله در كتاب ما : فقه الامام جعفر الصّادق ج 1 موجود است .
وَ ذَرُوا الْبَيْعَ .
مراد از بيع هر نوع كارى است كه انسان را از شركت در نماز جمعه باز دارد ، خواه بيع ( خريد و فروش ) باشد و خواه چيزى ديگر . خداوند بدين‌سبب تنها بيع نام برده است كه بيع غالبا وقتش كه از بين برود خودش نيز از بين مىرود و يا