وحى كرد . بنابراين ، او گروهى از اصحابش را به جستوجوى آن زن فرستاد و از آن جمله ، امام على عليه السّلام بود . اين گروه در بين راه به آن زن رسيدند و زمانىكه دربارهء آن نامه از وى پرسيدند ، او منكر شد . برخى از اصحاب او را تصديق كردند و امام عليه السّلام او را تكذيب كرد و به كشتن هشدارش داد . آن زن نامه را از ميان گيسوانش بيرون آورد .
آنان نامه را نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آوردند . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به حاطب گفت : چهكسى اين نامه را نوشته است ؟ گفت : من ، اى پيامبر خدا . به خدا سوگند از زمانىكه من اسلام آوردم ، كافر نشدم و از زمانىكه ايمان آوردم ، تقلّب نكردم ، ليكن براى اينكه خانوادهام را از بدى قريش نگهدارم ، با آنان مدارا كردم ، درحالىكه مىدانم خداوند آنها را زبون و خوار كرده است . از اينرو ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله سخن او را تصديق كرد و عذرش را پذيرفت .
تفسير
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ .
خداوند به مؤمنان فرمان داده است كه با دشمنان حق و طرفدارانش رابطهء دوستانه نداشته باشند و با هيچ سبب و انگيزهاى با آنان طرح دوستى نيفكنند ؛ زيرا آنان دشمنان خدا و دشمنان كسانى هستند كه به او ايمان آوردهاند .
وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ .
اين آيه به عواملى كه موجب نهى از دوستگرفتن دشمنان حق شده است اشاره مىكند . اين عوامل عبارتند از :
اولا : آنها از روى مخالفت و دشمنى با حق ، نسبت به قرآن و نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و إله كافر شدند .
ثانيا : آنها پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و ايمانآورندگان به او را از خانههايشان بيرون كردند آن هم تنها بدينسبب كه اين مؤمنان ، خدا را پرستيدند و شرك و پرستش بتها را بهدور افكندند .
إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِي سَبِيلِي وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِي .
مادام كه شما بهخاطر بالا بردن سخن خدا ، خانواده و ميهن خود را رها كرديد ، چگونه با دشمنان خدا رابطهء