« حقّ » مفعول مطلق است براى « رعوا » ، زيرا به مصدر فعل اضافه شده است .
« يُؤْتِكُمْ »
مجزوم به
« اتَّقُوا » .
« لِئَلَّا يَعْلَمَ » .
« لا » زايد است :
« لِيَعْلَمَ . »
« أَلَّا يَقْدِرُونَ » .
« ان » مخففهء از ثقيله و اسمش محذوف مىباشد : « انّهم لا يقدرون » . و
« أَنَّ الْفَضْلَ »
عطف است بر
« أَلَّا يَقْدِرُونَ » .
تفسير
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ .
هرچيزىكه با آن حقيقت شناخته شود ، ميزان است ، خواه وحى باشد ، يا عقل و يا حس ، همچون تجربه و مشاهده . بنابراين ، عطف
« الْمِيزانَ »
بر
« الْكِتابَ »
از باب عطف عام بر خاص است نظير اين سخن خداوند :
« وَ ما أُوتِيَ مُوسى وَ عِيسى وَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ » .
« 1 » معناى آيه چنين است : خداوند پيامبران را با دلايلى فرستاد كه نشانگر نبوّت و رسالت آنان است و نيز آنان را با چيزى فرستاد كه بهوسيلهء آن مردم را به حق و عدالت راهنمايى كنند ، تا آنان بر راه استوار او پابرجا بمانند .
وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ .
مفسّران پيشين در تفسير اين آيه گفتهاند : آهن نيرويى است در جنگ كه مردم از آن شمشير براى ضربهزدن و زره براى دفاعكردن مىسازند و نيز از اين آهن ، چاقو و تبر و سوزن مىسازند . اين نمونهها تنها بازتاب دوران و زندگى آنان است و اگر ما هم در زمان ايشان مىبوديم ، همين نمونهها را مثال مىزديم و اگر آنها در زمان ما مىبودند ، مىگفتند : آهن رگ حيات كرهء زمين در جاهاى مختلف آن است . بهعنوان مثال ، وسايل ارتباطات زمينى ، دريايى و هوايى از آهن است ، وسايلى كه نه ثروتمند از آن بىنياز است و نه تهيدست .
بهوسيلهء آهن است كه پلها ، ساختمانها ، سدّها و انبارها برپا مىشوند و اگر آهن نمىبود ، مردم از برق و نفت آگاهى پيدا نمىكردند . همچنين ، آهن پايهء بسيارى از
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 84 .