تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠

تفسير

اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ .
نظير اين سخن خدا در چندين آيه بيان شد از جمله در آيه 32 از سوره انعام . مقصود از دنيايى كه در كتاب خدا و از زبان پيامبرانش مورد نكوهش قرار گرفته ، دنيايى است كه انسان با هدف شهوترانىها ، لذّت‌جويىها ، فخرفروشى ، سرگرمى و خودخواهى به جست‌وجوى آن برود . امّا دنيايى كه در آن نياز نيازمندان برآورده و به دفاع از حقوق ستمديدگان پرداخته شود و بندگان و عائله خداوند از آن سود ببرند ، اين دنيا از مصاديق آخرت محسوب مىشود ، نه از مصاديق دنياى نكوهيده . اگر كسى در آيات قرآنى جست‌وجو كند ، درمىيابد كه پاداش خداوند ، تنها از آن كسى است كه ايمان بياورد و كار نيك در همين دنيا انجام دهد و حقوق و واجبات را بپردازد و براى رسيدن به سعادت اخروى جز كار سودمند در دنيا ، راهى وجود ندارد .
كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً .
اين توصيف شايستهء دنياست ؛ زيرا اين دنيا در هيچ حالتى ثابت نمىماند . سبز مىشود و زرد مىشود هم خشن است و هم ملايم ، هم بخشنده است و هم گيرنده . اگر دنيا به انسان آنچه را كه وى دوست دارد و مىخواهد بدهد ، پس از اندك‌زمانى همه‌چيز حتّى جان و خاندانش را از او مىستاند ، اين توصيف براى انسان در زندگى دنيا نيز شايسته است : او جوان مىشود ، استخوانش نيرومند ، گوشتش سخت و رنگش تازه و شاداب مىگردد . آن‌گاه سستى و ناتوانى در او راه مىيابد و به‌تدريج گوشتش آب مىشود ، استخوان‌هايش باريك و رنگش زرد مىگردد و هرروز كه مىگذرد ، حالش بدتر مىشود و سرانجام ، نابود مىگردد و از بين مىرود . هرگاه وضعيت دنيا و وضعيت انسانى كه در آن زندگى مىكند ، چنين باشد ، پس چه بهتر كه