پيامبرانش ايمان آوردهاند ، مهيّا شده است . اين بخشايشى است از جانب خدا كه به هركه مىخواهد ارزانىاش مىدارد ، كه خدا صاحب بخشايشى بزرگ است . ( 21 )
هيچ مصيبتى به مال يا به جانتان نرسد مگر پيش از آنكه بيافرينيماش ، در كتابى نوشته شده است و اين بر خدا آسان است . ( 22 )
تا بر آنچه از دستتان مىرود اندوهگين نباشيد و بدانچه به دستتان مىآيد شادمانى نكنيد . و خدا هيچ خودستايندهاى را دوست ندارد . ( 23 )
آنانكه بخل مىورزند و مردم را به بخل وامىدارند و هركه روىگردان مىشود ، بداند كه خدا بىنياز و ستودنى است . ( 24 )
واژگان
الكفّار : جمع « كافر » . اين واژه هم به كسىكه به خدا كافر شده باشد اطلاق مىشود و هم بر كشاورز ؛ زيرا وى دانه را در خاك پنهان مىكند و آن را با خاك مىپوشاند .
يهيج : خشك مىشود .
الحطام : خاشاك .
لا تأسوا : اندوهگين مشويد .
مختال : از الخيلاء گرفته شده ، بهمعناى خودپسندى و خودخواهى .
فخور : خود را با ويژگىهاى پسنديده ستايش و بدانها مباهات كرد .
اعراب
« كَمَثَلِ غَيْثٍ » .
كاف زايد و « مثل » صفت براى
« الدُّنْيا »
و يا خبرى پس از خبر مىباشد .
« فِي كِتابٍ »
متعلق به محذوف و خبر براى مبتداى محذوف : الا هى كائنة أو مكتوبة فى كتاب » . « لكى لا تأسوا » . « كى » فعل را نصب مىدهد و « لام » حرف جر مىباشد و مجرور آن متعلّق است به آنچه
« فِي كِتابٍ »
بدان متعلّق است .
« الَّذِينَ يَبْخَلُونَ »
بدل از
« كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ » .