تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
پيامبرانش ايمان آورده‌اند ، مهيّا شده است . اين بخشايشى است از جانب خدا كه به هركه مىخواهد ارزانىاش مىدارد ، كه خدا صاحب بخشايشى بزرگ است . ( 21 ) هيچ مصيبتى به مال يا به جانتان نرسد مگر پيش از آن‌كه بيافرينيم‌اش ، در كتابى نوشته شده است و اين بر خدا آسان است . ( 22 ) تا بر آنچه از دستتان مىرود اندوهگين نباشيد و بدانچه به دستتان مىآيد شادمانى نكنيد . و خدا هيچ خودستاينده‌اى را دوست ندارد . ( 23 ) آنان‌كه بخل مىورزند و مردم را به بخل وامىدارند و هركه روىگردان مىشود ، بداند كه خدا بىنياز و ستودنى است . ( 24 )

واژگان

الكفّار : جمع « كافر » . اين واژه هم به كسىكه به خدا كافر شده باشد اطلاق مىشود و هم بر كشاورز ؛ زيرا وى دانه را در خاك پنهان مىكند و آن را با خاك مىپوشاند . يهيج : خشك مىشود . الحطام : خاشاك . لا تأسوا : اندوهگين مشويد . مختال : از الخيلاء گرفته شده ، به‌معناى خودپسندى و خودخواهى . فخور : خود را با ويژگىهاى پسنديده ستايش و بدان‌ها مباهات كرد .

اعراب

« كَمَثَلِ غَيْثٍ » .
كاف زايد و « مثل » صفت براى
« الدُّنْيا »
و يا خبرى پس از خبر مىباشد .
« فِي كِتابٍ »
متعلق به محذوف و خبر براى مبتداى محذوف : الا هى كائنة أو مكتوبة فى كتاب » . « لكى لا تأسوا » . « كى » فعل را نصب مىدهد و « لام » حرف جر مىباشد و مجرور آن متعلّق است به آنچه
« فِي كِتابٍ »
بدان متعلّق است .
« الَّذِينَ يَبْخَلُونَ »
بدل از
« كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ » .