است ؟ اگر بگوييد : طبيعت خودش بهوجود آمده است ، مىگوييم : چهكسى به آن زندگى ، احساس و درك بخشيده است ؟ اگر بگوييد : خود طبيعت ، مىگوييم : طبيعت كر و كور است و چيزىكه فاقد چيزى باشد ، نمىتواند آن را به چيزى ديگر ببخشد .
اگر بگوييد : زندگى بدون هدف [ - تصادفى ] در مادّه پيدا شده است ، مىگوييم :
بنابراين ، اين سخن شما نيز بدون هدف از شما صادر شده است ، چون خرد هرگونه تفسيرى را براى زندگى و نظام جهان هستى روا نمىداند ، مگر اينكه اين زندگى و نظم به يك علّت فاعلى و خردمند كه بدون فاعل بهوجود آمده باشد اسناد داده شود و از سوى ديگر زنجيرهء علّتها را نمىتوان تا بىنهايت بالا برد ؛ زيرا اگر چنين مىبود ، اثرى از وجود مشاهده نمىشد .
نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ .
مالك مرگ ، همان مالك زندگى و بىنياز كننده ، همان ايجادگر است .
وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ * عَلى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ وَ نُنْشِئَكُمْ فِي ما لا تَعْلَمُونَ .
هيچكس نمىتواند بر خدا چيره شود و هيچكس نمىتواند از او بگريزد و او بر هرچيزى تواناست . و با قدرت او ، آفريدگان از نيستى به هستى منتقل شدند و با همين قدرت ، آنها به جهانى منتقل مىشوند كه دربارهء آن چيزى نمىدانند .
اگر خداى سبحان بخواهد گروهى فرمانبردار را جانشين گناهكارانى از آفريدگانش قرار دهد ، هيچچيز نمىتواند مانع از ارادهء او شود . اين سخن ، هشدار و وعدهء عذاب به كسانى است كه از دعوت حق روىگردانيدند : « و اگر روى برتابيد ، به جاى شما مردمى ديگر آرد كه هرگز همسان شما نباشند » . « 1 »
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ .
شما دانستيد كه ما شما را از نيستى آفريديم و آيا از گردآوردن اجزاى شما پس از پراكندهشدن آنها و بازگرداندن آنها به همان حالت نخست ناتوانيم ؟ رساترين تفسير براى اين آيه ، سخن امير مؤمنان على عليه السّلام است : « در شگفتم از كسىكه آفرينش ديگر را انكار مىكند ، درحالىكه آفرينش نخست را مىبيند » .
هامش
( 1 ) . محمّد ( 47 ) آيهء 38 .