تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
« پاداش آنان‌كه نيكى مىكنند نيكى است و چيزى افزون بر آن » . « 1 » گروهى از دانشمندان كلام گفته‌اند : پاداش خدا بر كار واجب ، بخشش است ، نه پاداش و استحقاق . گروهى ديگر گفته‌اند : پاداش و استحقاق است . امام على عليه السّلام فرمود : « و اگر كسى را برديگرى حقّى باشد كه ديگرى را بر او حقّى نباشد ، چنين حقّى مختص به خداوند است و آفريدگانش را چنين حقّى نيست ؛ زيرا او بر بندگانش قدرت و توانايى دارد و در هرچه قضا و قدر گوناگون او جارى گردد عادل و دادگر است . ليكن خداى سبحان از روى فضل و كرم و چون اهل بخشش بسيار است ، حق خود را بر بندگان اين قرار داده كه او را اطاعت كنند و پاداش ايشان را بر خود چندبرابر كردن ثواب گردانيد » . اين سخن بدين معناست كه هم خداوند بر بندگان حق دارد و هم بندگان بر او و روشن‌ترين دليل بر اثبات اين مدّعا ، اين جمله از سخنان على عليه السّلام است : « اگر كسى را بر ديگرى حقّى باشد كه ديگرى را بر او حقّى نباشد ، چنين حقّى مختص به خداوند است و آفريدگانش را چنين حقّى نيست » . بنابراين ، بر بندگان خداوند است كه از او فرمانبردارى كنند و بر اوست كه به‌اندازهء عمل آنها به آنان پاداش دهد و مازاد بر اين اندازه ، بخششى است از سوى او . اين ديدگاه با حكم عقل و فطرت نيز هماهنگ است ؛ زيرا تمامى مردم تو را زمانى بخشنده و نيكوكار حساب مىكنند كه هرگاه كسى برايت كار كند ، تو بيش از مزد و استحقاق وى به او پرداخت كنى ، امّا اگر به اندازه كارش ، بدون كم‌وزياد به او مزد بپردازى ، تو از ديدگاه اين مردم از زمرهء كسانى محسوب مىشوى كه حقوق ديگران را مىپردازند و نه از زمرهء نيكوكاران و بخشندگان . ديگر اين‌كه ، اسلام با تمامى اصول و فروعش بر پايهء انديشهء عدالت بنيان نهاده شده است و مزد دربرابر كار حقّى است كه در منطق عدالت و فرمان آن ، بايد پرداخت شود .
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 26 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 360 | محمد جواد مغنية