دارد ذوب مىشود ، چنانكه روغن بر روى آتش ذوب مىگردد و رنگ اين مايع بسان سرخى گل درمىآيد . هدف از اين تشبيه و امثال آنكه در ساير آيات آمده است ، اشاره به ويرانشدن جهان هستى در روز قيامت است .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ .
چه كسى ستمكارتر و بدبختتر از كسى است كه سخن راست را تكذيب و دربرابر حق گردن فرازى كند ؟
فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ .
وقتىكه ما آيه :
« وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ »
« 1 » را بر اين آيه عطف كنيم ، براى ما روشن مىشود كه در روز قيامت ايستگاههايى وجود دارند كه در برخى از آنها از مردم ، راجع به عملكردهايشان مىپرسند و در برخى از آنها پرسش و پاسخى نيست ، بلكه مردم در انتظار پرسش و بازپرسى هستند و يا اينكه از آن فراغت يافتهاند . به جلد 6 ، تفسير آيهء 65 از سوره يس ، رجوع كنيد .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ .
آيا ايستگاه حسابرسى را تكذيب مىكنيد و يا انتظار كشيدن آن را ؟ هركدام از اين دو ايستگاه بسيار سخت و دردآور است و در آن ترديدى نيست ليكن كيفر خدا هرگونه كه باشد ، نعمتى است از سوى او .
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ .
« يؤخذ » فعل مجهول است و
« بِالنَّواصِي »
نايب فاعل و اين نايب فاعل همان فرشتگان عذاب هستند . معناى آيه چنين است : گناهكاران را نشانههايى هست كه بهوسيله آنها از نيكوكاران تشخيص داده مىشوند . بالاتر از اين ، فرشتگان عذاب موهاى جلو سر و پاهاى اين جنايتكاران را بهوسيله زنجيرها و طوقهاى آهنين گرد مىآورند و آنها را با صورتهايشان در آتش مىافكنند .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ،
آيا اندرزها و هشدارهاي خداوند را تكذيب مىكنيد ؟
هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ .
اين جمله ، رساترين پاسخ بهكسى است كه عذاب خدا را تكذيب مىكند و آن اينكه وى در ميان اين عذاب افكنده مىشود : « و
هامش
( 1 ) . صافات ( 37 ) آيهء 24 .